طه

۱۳۵ آیه

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ

جزء ۱۶
۱

طه

به نام خداى رحمان رحيم. - طه .

۲

ما أَنزَلنا عَلَيكَ القُرءانَ لِتَشقىٰ

قرآن را به تو نازل نكرديم كه در رنج افتى .

۳

إِلّا تَذكِرَةً لِمَن يَخشىٰ

جز يادآورى براى كسى كه بيم مى‌كند نيست .

۴

تَنزيلًا مِمَّن خَلَقَ الأَرضَ وَالسَّمٰوٰتِ العُلَى

(اين قرآن) از جانب آن كس كه زمين و آسمانهاى بلند را آفريده، نازل شده است .

۵

الرَّحمٰنُ عَلَى العَرشِ استَوىٰ

خداى رحمان بر عرش استيلاء دارد .

۶

لَهُ ما فِى السَّمٰوٰتِ وَما فِى الأَرضِ وَما بَينَهُما وَما تَحتَ الثَّرىٰ

هر چه در آسمانها و زمين و ما بين اين دو است و هر چه زير خاك است از او است .

۷

وَإِن تَجهَر بِالقَولِ فَإِنَّهُ يَعلَمُ السِّرَّ وَأَخفَى

اگر سخن آشكارا بگويى (و يا مخفى كنى) او نهان و نهانتر را مى‌داند .

۸

اللَّهُ لا إِلٰهَ إِلّا هُوَ ۖ لَهُ الأَسماءُ الحُسنىٰ

خدا كه هيچ معبودى جز او نيست اسمايى حسنا دارد .

۹

وَهَل أَتىٰكَ حَديثُ موسىٰ

آيا خبر موسى به تو رسيده است؟ .

۱۰

إِذ رَءا نارًا فَقالَ لِأَهلِهِ امكُثوا إِنّى ءانَستُ نارًا لَعَلّى ءاتيكُم مِنها بِقَبَسٍ أَو أَجِدُ عَلَى النّارِ هُدًى

آن دم كه آتشى ديد، و به اهل خود گفت: بمانيد كه من آتش مى‌بينم شايد شعله‌اى از آن برايتان بياورم يا به وسيله آتش راه را پيدا كنم- پيرامون آن كسى را ببينم كه راه را وارد است- .

۱۱

فَلَمّا أَتىٰها نودِىَ يٰموسىٰ

و چون به آتش رسيد ندا داده شد كه اى موسى! .

۱۲

إِنّى أَنا۠ رَبُّكَ فَاخلَع نَعلَيكَ ۖ إِنَّكَ بِالوادِ المُقَدَّسِ طُوًى

من خود پروردگار توام كفشهاى خود را بيرون آر كه تو در سرزمين مقدس طوى هستى .

۱۳

وَأَنَا اختَرتُكَ فَاستَمِع لِما يوحىٰ

من تو را برگزيده‌ام به آنچه بر تو وحى مى‌شود گوش فرا دار .

۱۴

إِنَّنى أَنَا اللَّهُ لا إِلٰهَ إِلّا أَنا۠ فَاعبُدنى وَأَقِمِ الصَّلوٰةَ لِذِكرى

من خداى يكتايم، معبودى جز من نيست، عبادت من كن و براى ياد كردن من نماز به پا كن .

۱۵

إِنَّ السّاعَةَ ءاتِيَةٌ أَكادُ أُخفيها لِتُجزىٰ كُلُّ نَفسٍ بِما تَسعىٰ

قيامت آمدنى است، مى‌خواهم آن را پنهان كنم تا هر كس در مقابل كوششى كه مى‌كند سزا ببيند .

۱۶

فَلا يَصُدَّنَّكَ عَنها مَن لا يُؤمِنُ بِها وَاتَّبَعَ هَوىٰهُ فَتَردىٰ

آنكه رستاخيز را باور ندارد و پيروى هوس خود كند ترا از باور كردن آن باز ندارد كه هلاك مى‌شوى .

۱۷

وَما تِلكَ بِيَمينِكَ يٰموسىٰ

اى موسى! اين چيست كه به دست راست تو است؟ .

۱۸

قالَ هِىَ عَصاىَ أَتَوَكَّؤُا۟ عَلَيها وَأَهُشُّ بِها عَلىٰ غَنَمى وَلِىَ فيها مَـٔارِبُ أُخرىٰ

گفت: اين عصاى من است كه بر آن تكيه مى‌كنم و با آن براى گوسفندان خويش برگ مى‌تكانم و مرا در آن حاجت‌هايى ديگر است .

۱۹

قالَ أَلقِها يٰموسىٰ

گفت: اى موسى! آن را بيفكن .

۲۰

فَأَلقىٰها فَإِذا هِىَ حَيَّةٌ تَسعىٰ

پس آن را افكند كه ناگهان مارى شد كه سريع راه مى‌رفت .

۲۱

قالَ خُذها وَلا تَخَف ۖ سَنُعيدُها سيرَتَهَا الأولىٰ

فرمود آن را بگير و نترس كه آن را به حالت اولش باز مى‌گردانيم .

۲۲

وَاضمُم يَدَكَ إِلىٰ جَناحِكَ تَخرُج بَيضاءَ مِن غَيرِ سوءٍ ءايَةً أُخرىٰ

و دستت را به گريبان خود ببر تا نورانى بدون عيب بيرون آيد، و اين معجزه ديگرى است .

۲۳

لِنُرِيَكَ مِن ءايٰتِنَا الكُبرَى

تا آيه‌هاى بزرگ خويش را به تو بنمايانيم .

۲۴

اذهَب إِلىٰ فِرعَونَ إِنَّهُ طَغىٰ

به سوى فرعون برو كه او طغيان كرده است .

۲۵

قالَ رَبِّ اشرَح لى صَدرى

گفت: پروردگارا سينه مرا بگشاى .

۲۶

وَيَسِّر لى أَمرى

و كارم را به من آسان كن .

۲۷

وَاحلُل عُقدَةً مِن لِسانى

و گره از زبان من باز كن .

۲۸

يَفقَهوا قَولى

تا گفتارم را بفهمند .

۲۹

وَاجعَل لى وَزيرًا مِن أَهلى

و براى من وزيرى از كسانم مقرر فرما .

۳۰

هٰرونَ أَخِى

هارون برادرم را .

۳۱

اشدُد بِهِ أَزرى

و پشت من بدو محكم كن .

۳۲

وَأَشرِكهُ فى أَمرى

و او را شريك كارم گردان .

۳۳

كَى نُسَبِّحَكَ كَثيرًا

تا تو را تسبيح بسيار گوئيم .

۳۴

وَنَذكُرَكَ كَثيرًا

و بسيار يادت كنيم .

۳۵

إِنَّكَ كُنتَ بِنا بَصيرًا

كه تو بيناى به حال ما بوده‌اى .

۳۶

قالَ قَد أوتيتَ سُؤلَكَ يٰموسىٰ

فرمود اى موسى مطلوب خويش را يافتى .

۳۷

وَلَقَد مَنَنّا عَلَيكَ مَرَّةً أُخرىٰ

و بار ديگر به تو نيز منت نهاديم .

۳۸

إِذ أَوحَينا إِلىٰ أُمِّكَ ما يوحىٰ

آن دم كه به مادرت آنچه بايد وحى كرديم .

۳۹

أَنِ اقذِفيهِ فِى التّابوتِ فَاقذِفيهِ فِى اليَمِّ فَليُلقِهِ اليَمُّ بِالسّاحِلِ يَأخُذهُ عَدُوٌّ لى وَعَدُوٌّ لَهُ ۚ وَأَلقَيتُ عَلَيكَ مَحَبَّةً مِنّى وَلِتُصنَعَ عَلىٰ عَينى

كه او را در صندوق بگذار و صندوق را به دريا بيفكن، تا دريا به ساحلش اندازد، و دشمن من و دشمن او بگيرد او را و از جانب خويش محبوبيتى بر تو افكندم تا زير نظر من تربيت شوى .

۴۰

إِذ تَمشى أُختُكَ فَتَقولُ هَل أَدُلُّكُم عَلىٰ مَن يَكفُلُهُ ۖ فَرَجَعنٰكَ إِلىٰ أُمِّكَ كَى تَقَرَّ عَينُها وَلا تَحزَنَ ۚ وَقَتَلتَ نَفسًا فَنَجَّينٰكَ مِنَ الغَمِّ وَفَتَنّٰكَ فُتونًا ۚ فَلَبِثتَ سِنينَ فى أَهلِ مَديَنَ ثُمَّ جِئتَ عَلىٰ قَدَرٍ يٰموسىٰ

و چون خواهرت رفت و گفت آيا شما را به كسى دلالت كنم كه تكفل او كند؟ و به مادرت بازت آورديم كه ديده‌اش روشن شود و غم نخورد و يكى را كشتى و از گرفتارى نجاتت داديم و امتحانت كرديم امتحانى دقيق و سالى چند در ميان اهل مدين ماندى آن گاه اى موسى! به موقع بيامدى .

۴۱

وَاصطَنَعتُكَ لِنَفسِى

و تو را خاص خويش كردم .

۴۲

اذهَب أَنتَ وَأَخوكَ بِـٔايٰتى وَلا تَنِيا فى ذِكرِى

تو و برادرت معجزه‌هاى مرا ببريد و در كار ياد كردن من سستى مكنيد .

۴۳

اذهَبا إِلىٰ فِرعَونَ إِنَّهُ طَغىٰ

به سوى فرعون رويد كه طغيان كرده است .

۴۴

فَقولا لَهُ قَولًا لَيِّنًا لَعَلَّهُ يَتَذَكَّرُ أَو يَخشىٰ

و با او به نرمى سخن بگوييد، شايد اندرز گيرد يا بترسد .

۴۵

قالا رَبَّنا إِنَّنا نَخافُ أَن يَفرُطَ عَلَينا أَو أَن يَطغىٰ

گفتند پروردگارا ما بيم داريم در آزارمان شتاب كند يا طغيانش بيشتر شود .

۴۶

قالَ لا تَخافا ۖ إِنَّنى مَعَكُما أَسمَعُ وَأَرىٰ

فرمود: مترسيد كه من با شما هستم، مى‌شنوم و مى‌بينم .

۴۷

فَأتِياهُ فَقولا إِنّا رَسولا رَبِّكَ فَأَرسِل مَعَنا بَنى إِسرٰءيلَ وَلا تُعَذِّبهُم ۖ قَد جِئنٰكَ بِـٔايَةٍ مِن رَبِّكَ ۖ وَالسَّلٰمُ عَلىٰ مَنِ اتَّبَعَ الهُدىٰ

پيش وى رفتند و گفتند ما دو پيغمبر پروردگار توايم، پسران اسرائيل را با ما بفرست و عذابشان مكن از پروردگارت معجزه‌اى سوى تو آورده‌ام درود بر آن كس كه هدايت را پيروى كند .

۴۸

إِنّا قَد أوحِىَ إِلَينا أَنَّ العَذابَ عَلىٰ مَن كَذَّبَ وَتَوَلّىٰ

به ما وحى شده كه عذاب بر آن كس باد كه (آيات الهى را) تكذيب كند و روى بگرداند .

۴۹

قالَ فَمَن رَبُّكُما يٰموسىٰ

(فرعون) گفت: اى موسى؟ پروردگار شما كيست؟ .

۵۰

قالَ رَبُّنَا الَّذى أَعطىٰ كُلَّ شَيءٍ خَلقَهُ ثُمَّ هَدىٰ

گفت: پروردگار ما همان است كه خلقت هر چيزى را به آن داد و سپس هدايتش كرد .

۵۱

قالَ فَما بالُ القُرونِ الأولىٰ

گفت: پس حال نسلهاى گذشته چيست؟ .

۵۲

قالَ عِلمُها عِندَ رَبّى فى كِتٰبٍ ۖ لا يَضِلُّ رَبّى وَلا يَنسَى

گفت: علم آن نزد پروردگار من در كتابى است كه پروردگارم نه خطا مى‌كند و نه فراموش .

۵۳

الَّذى جَعَلَ لَكُمُ الأَرضَ مَهدًا وَسَلَكَ لَكُم فيها سُبُلًا وَأَنزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَأَخرَجنا بِهِ أَزوٰجًا مِن نَباتٍ شَتّىٰ

همان كه زمين را براى شما گهواره‌اى كرد و برايتان در آن راهها كشيد و از آسمان آبى فرود آورد و با آن انواع مختلف گياه پديد آورديم .

۵۴

كُلوا وَارعَوا أَنعٰمَكُم ۗ إِنَّ فى ذٰلِكَ لَءايٰتٍ لِأُولِى النُّهىٰ

بخوريد و حيوانات خود را بچرانيد كه در آن براى اهل خرد، عبرتها است .

۵۵

۞ مِنها خَلَقنٰكُم وَفيها نُعيدُكُم وَمِنها نُخرِجُكُم تارَةً أُخرىٰ

ما شما را از زمين آفريديم و بدان بازتان مى‌گردانيم و بار ديگر از آن بيرونتان مى‌كشيم .

۵۶

وَلَقَد أَرَينٰهُ ءايٰتِنا كُلَّها فَكَذَّبَ وَأَبىٰ

ما همه آيات خويش را به فرعون نشان داديم ولى او تكذيب كرد و سر باز زد .

۵۷

قالَ أَجِئتَنا لِتُخرِجَنا مِن أَرضِنا بِسِحرِكَ يٰموسىٰ

گفت: اى موسى آيا سوى ما آمده‌اى تا با جادوى خويش از سرزمينمان بيرونمان كنى؟! .

۵۸

فَلَنَأتِيَنَّكَ بِسِحرٍ مِثلِهِ فَاجعَل بَينَنا وَبَينَكَ مَوعِدًا لا نُخلِفُهُ نَحنُ وَلا أَنتَ مَكانًا سُوًى

ما نيز جادويى مانند آن براى تو خواهيم آورد، ميان ما و خودت در مكانى معين وعده‌گاهى بگذار كه از آن تخلف نكنيم .

۵۹

قالَ مَوعِدُكُم يَومُ الزّينَةِ وَأَن يُحشَرَ النّاسُ ضُحًى

گفت: وعده‌گاه شما روز عيد باشد كه (مشروط بر اينكه) مردم نيمروز مجتمع شوند .

۶۰

فَتَوَلّىٰ فِرعَونُ فَجَمَعَ كَيدَهُ ثُمَّ أَتىٰ

فرعون رفت و نيرنگ خويش را فراهم كرد و باز آمد .

۶۱

قالَ لَهُم موسىٰ وَيلَكُم لا تَفتَروا عَلَى اللَّهِ كَذِبًا فَيُسحِتَكُم بِعَذابٍ ۖ وَقَد خابَ مَنِ افتَرىٰ

موسى به آنها گفت: واى بر شما به خدا دروغ مبنديد كه شما را به عذابى هلاك كند و هر كه دروغ سازد نوميد شود .

۶۲

فَتَنٰزَعوا أَمرَهُم بَينَهُم وَأَسَرُّوا النَّجوىٰ

آنها ميان خودشان در كارشان مناقشه كردند و رازها آهسته گفتند .

۶۳

قالوا إِن هٰذٰنِ لَسٰحِرٰنِ يُريدانِ أَن يُخرِجاكُم مِن أَرضِكُم بِسِحرِهِما وَيَذهَبا بِطَريقَتِكُمُ المُثلىٰ

گفتند: اينان دو جادوگرند كه مى‌خواهند با جادوى خويش شما را از سرزمينتان بيرون كنند و آئين خوب شما را از ميان ببرند .

۶۴

فَأَجمِعوا كَيدَكُم ثُمَّ ائتوا صَفًّا ۚ وَقَد أَفلَحَ اليَومَ مَنِ استَعلىٰ

پس نيرنگتان را فراهم كنيد، آن گاه صف بسته بياييد كه در آن روز هر كه برتر شود رستگار مى‌گردد .

۶۵

قالوا يٰموسىٰ إِمّا أَن تُلقِىَ وَإِمّا أَن نَكونَ أَوَّلَ مَن أَلقىٰ

گفتند: اى موسى آيا تو مى‌افكنى يا ما اول كس باشيم كه بيفكنيم؟ .

۶۶

قالَ بَل أَلقوا ۖ فَإِذا حِبالُهُم وَعِصِيُّهُم يُخَيَّلُ إِلَيهِ مِن سِحرِهِم أَنَّها تَسعىٰ

گفت: شما بيفكنيد و آن وقت در اثر جادوى آنان به نظر او رسيد كه ريسمان‌ها و عصاهايشان راه مى‌روند .

۶۷

فَأَوجَسَ فى نَفسِهِ خيفَةً موسىٰ

و موسى در ضمير خود به ترس افتاد .

۶۸

قُلنا لا تَخَف إِنَّكَ أَنتَ الأَعلىٰ

گفتيم مترس كه تو خود برترى .

۶۹

وَأَلقِ ما فى يَمينِكَ تَلقَف ما صَنَعوا ۖ إِنَّما صَنَعوا كَيدُ سٰحِرٍ ۖ وَلا يُفلِحُ السّاحِرُ حَيثُ أَتىٰ

آنچه به دست راست دارى بيفكن تا آنچه را ساخته‌اند ببلعد، فقط نيرنگ جادويى است كه ساخته‌اند و جادوگر هر جا باشد رستگار نمى‌شود .

۷۰

فَأُلقِىَ السَّحَرَةُ سُجَّدًا قالوا ءامَنّا بِرَبِّ هٰرونَ وَموسىٰ

جادوگران سجده‌كنان خاكسار شدند، و گفتند: به خداى هارون و موسى ايمان آورديم .

۷۱

قالَ ءامَنتُم لَهُ قَبلَ أَن ءاذَنَ لَكُم ۖ إِنَّهُ لَكَبيرُكُمُ الَّذى عَلَّمَكُمُ السِّحرَ ۖ فَلَأُقَطِّعَنَّ أَيدِيَكُم وَأَرجُلَكُم مِن خِلٰفٍ وَلَأُصَلِّبَنَّكُم فى جُذوعِ النَّخلِ وَلَتَعلَمُنَّ أَيُّنا أَشَدُّ عَذابًا وَأَبقىٰ

(فرعون) گفت: چرا پيش از آنكه اجازه‌تان دهيم به او ايمان آورديد. پس وى بزرگ شما است كه جادو تعليمتان داده پس به يقين دست‌ها و پاهايتان را به عكس يكديگر مى‌برم و بر تنه‌هاى نخل آويزانتان مى‌كنم تا بدانيد عذاب كدام يك از ما سخت‌تر و پايدارتر است .

۷۲

قالوا لَن نُؤثِرَكَ عَلىٰ ما جاءَنا مِنَ البَيِّنٰتِ وَالَّذى فَطَرَنا ۖ فَاقضِ ما أَنتَ قاضٍ ۖ إِنَّما تَقضى هٰذِهِ الحَيوٰةَ الدُّنيا

گفتند: هرگز تو را بر اين معجزه‌ها كه سوى ما آمده ترجيح نمى‌دهيم، هر چه مى‌كنى بكن فقط به زندگى اين دنياى ما لطمه مى‌زنى .

۷۳

إِنّا ءامَنّا بِرَبِّنا لِيَغفِرَ لَنا خَطٰيٰنا وَما أَكرَهتَنا عَلَيهِ مِنَ السِّحرِ ۗ وَاللَّهُ خَيرٌ وَأَبقىٰ

ما به پروردگارمان ايمان آورده‌ايم كه گناهانمان را با اين جادوگرى كه با زور بدان وادارمان كردى بيامرزد كه خدا بهتر و پاينده‌تر است .

۷۴

إِنَّهُ مَن يَأتِ رَبَّهُ مُجرِمًا فَإِنَّ لَهُ جَهَنَّمَ لا يَموتُ فيها وَلا يَحيىٰ

و هر كه گنه‌كار به پيشگاه پروردگار خويش رود جهنمى مى‌شود كه در آنجا نه مى‌ميرد و نه زندگى دارد .

۷۵

وَمَن يَأتِهِ مُؤمِنًا قَد عَمِلَ الصّٰلِحٰتِ فَأُولٰئِكَ لَهُمُ الدَّرَجٰتُ العُلىٰ

هر كه مؤمن به پيشگاه او رود و كار شايسته كرده باشد آنان مرتبت‌هاى بلند دارند .

۷۶

جَنّٰتُ عَدنٍ تَجرى مِن تَحتِهَا الأَنهٰرُ خٰلِدينَ فيها ۚ وَذٰلِكَ جَزاءُ مَن تَزَكّىٰ

بهشت‌هاى جاويد كه در آن جويها روان است و جاودانه در آنند، اين پاداش كسى است كه پاك‌ خويى كرده باشد .

۷۷

وَلَقَد أَوحَينا إِلىٰ موسىٰ أَن أَسرِ بِعِبادى فَاضرِب لَهُم طَريقًا فِى البَحرِ يَبَسًا لا تَخٰفُ دَرَكًا وَلا تَخشىٰ

و به موسى وحى كرديم: بندگان مرا شبانه حركت ده و بيرون ببر و براى آن در دريا راهى خشك بجوى و از گرفتن (دشمنان) نه بيم كن و نه بترس .

۷۸

فَأَتبَعَهُم فِرعَونُ بِجُنودِهِ فَغَشِيَهُم مِنَ اليَمِّ ما غَشِيَهُم

فرعون با سپاهيانش از پى ايشان شدند، و از فرو گرفتن دريا به فرعونيان همان رسيد كه رسيد .

۷۹

وَأَضَلَّ فِرعَونُ قَومَهُ وَما هَدىٰ

فرعون قوم خويش را گمراه كرد و هدايت نكرد .

۸۰

يٰبَنى إِسرٰءيلَ قَد أَنجَينٰكُم مِن عَدُوِّكُم وَوٰعَدنٰكُم جانِبَ الطّورِ الأَيمَنَ وَنَزَّلنا عَلَيكُمُ المَنَّ وَالسَّلوىٰ

اى بنى اسرائيل! همانا ما شما را از دشمنان نجات داديم و طرف راست طور را با شما وعده‌گاه كرديم، و من و سلوى براى شما فرود آورديم .

۸۱

كُلوا مِن طَيِّبٰتِ ما رَزَقنٰكُم وَلا تَطغَوا فيهِ فَيَحِلَّ عَلَيكُم غَضَبى ۖ وَمَن يَحلِل عَلَيهِ غَضَبى فَقَد هَوىٰ

از چيزهاى پاكيزه كه روزيتان كرده‌ايم بخوريد و در مورد آن طغيان مكنيد كه غضب من به شما مى‌رسد و به هر كس كه غضب من برسد سقوط كرده است .

۸۲

وَإِنّى لَغَفّارٌ لِمَن تابَ وَءامَنَ وَعَمِلَ صٰلِحًا ثُمَّ اهتَدىٰ

و من آمرزگار همه آن كسانم كه توبه آورده و كار شايسته كرده و بر هدايت استوار بوده‌اند .

۸۳

۞ وَما أَعجَلَكَ عَن قَومِكَ يٰموسىٰ

اى موسى! براى چه با شتاب از قوم خود جلو افتادى؟ .

۸۴

قالَ هُم أُولاءِ عَلىٰ أَثَرى وَعَجِلتُ إِلَيكَ رَبِّ لِتَرضىٰ

عرض كرد: اينك آنها دنبال منند و من كه به شتاب آمدم بدين جهت بود كه تو اى پروردگار خوشنود شوى .

۸۵

قالَ فَإِنّا قَد فَتَنّا قَومَكَ مِن بَعدِكَ وَأَضَلَّهُمُ السّامِرِىُّ

فرمود: ما از پى تو قومت را امتحان كرديم و سامرى گمراهشان كرد .

۸۶

فَرَجَعَ موسىٰ إِلىٰ قَومِهِ غَضبٰنَ أَسِفًا ۚ قالَ يٰقَومِ أَلَم يَعِدكُم رَبُّكُم وَعدًا حَسَنًا ۚ أَفَطالَ عَلَيكُمُ العَهدُ أَم أَرَدتُم أَن يَحِلَّ عَلَيكُم غَضَبٌ مِن رَبِّكُم فَأَخلَفتُم مَوعِدى

موسى خشمگين و اندوهگين سوى قوم خود بازگشت و گفت: اى قوم! مگر پروردگارتان شما را وعده نيكو نداده بود آيا اين مدت به نظرتان طولانى نمود، يا خواستيد غضب خدا شما را بگيرد كه از وعده من تخلف كرديد؟ .

۸۷

قالوا ما أَخلَفنا مَوعِدَكَ بِمَلكِنا وَلٰكِنّا حُمِّلنا أَوزارًا مِن زينَةِ القَومِ فَقَذَفنٰها فَكَذٰلِكَ أَلقَى السّامِرِىُّ

گفتند: ما به اراده خويش از وعده تو تخلف نكرده‌ايم اما محموله‌هايى از زيور فرعونيان با خود برداشته بوديم كه در آتش افكنديم و همچنين سامرى نيز بيفكند .

۸۸

فَأَخرَجَ لَهُم عِجلًا جَسَدًا لَهُ خُوارٌ فَقالوا هٰذا إِلٰهُكُم وَإِلٰهُ موسىٰ فَنَسِىَ

و براى آنها مجسمه گوساله‌اى را ساخت كه صداى گوساله داشت گفت: اين خداى شما و خداى موسى است، و ايمان را رها كرد .

۸۹

أَفَلا يَرَونَ أَلّا يَرجِعُ إِلَيهِم قَولًا وَلا يَملِكُ لَهُم ضَرًّا وَلا نَفعًا

آيا نمى‌ديدند كه گوساله سخنى به آنها باز نمى‌گويد و براى ايشان سود و زيانى ندارد؟ .

۹۰

وَلَقَد قالَ لَهُم هٰرونُ مِن قَبلُ يٰقَومِ إِنَّما فُتِنتُم بِهِ ۖ وَإِنَّ رَبَّكُمُ الرَّحمٰنُ فَاتَّبِعونى وَأَطيعوا أَمرى

هارون از پيش به آنها گفته بود: اى قوم! گوساله‌پرستى فريبتان داده است، پروردگارتان فقط خداى رحمان است، مرا پيروى كنيد و مطيع فرمانم شويد .

۹۱

قالوا لَن نَبرَحَ عَلَيهِ عٰكِفينَ حَتّىٰ يَرجِعَ إِلَينا موسىٰ

گفتند: ما هم چنان او را عبادت مى‌كنيم تا موسى به نزد ما برگردد .

۹۲

قالَ يٰهٰرونُ ما مَنَعَكَ إِذ رَأَيتَهُم ضَلّوا

گفت: اى هارون وقتى ديدى كه ايشان گمراه شدند مانع تو چه بود؟ .

۹۳

أَلّا تَتَّبِعَنِ ۖ أَفَعَصَيتَ أَمرى

كه از من متابعت كنى؟ چرا فرمان مرا عصيان كردى؟ .

۹۴

قالَ يَبنَؤُمَّ لا تَأخُذ بِلِحيَتى وَلا بِرَأسى ۖ إِنّى خَشيتُ أَن تَقولَ فَرَّقتَ بَينَ بَنى إِسرٰءيلَ وَلَم تَرقُب قَولى

گفت: اى پسر مادرم! ريش و سر مرا مگير، من بيم داشتم بگويى ميان پسران اسرائيل تفرقه انداختى و رعايت گفتار من نكردى .

۹۵

قالَ فَما خَطبُكَ يٰسٰمِرِىُّ

گفت: اى سامرى قصه تو چيست؟ .

۹۶

قالَ بَصُرتُ بِما لَم يَبصُروا بِهِ فَقَبَضتُ قَبضَةً مِن أَثَرِ الرَّسولِ فَنَبَذتُها وَكَذٰلِكَ سَوَّلَت لى نَفسى

گفت: چيزى را كه آنها نديدند بديدم و از جاى پاى فرشته مرسل كفى بر گرفتم و آن را در قالب گوساله انداختم كه ضميرم براى من چنين جلوه‌گر ساخت .

۹۷

قالَ فَاذهَب فَإِنَّ لَكَ فِى الحَيوٰةِ أَن تَقولَ لا مِساسَ ۖ وَإِنَّ لَكَ مَوعِدًا لَن تُخلَفَهُ ۖ وَانظُر إِلىٰ إِلٰهِكَ الَّذى ظَلتَ عَلَيهِ عاكِفًا ۖ لَنُحَرِّقَنَّهُ ثُمَّ لَنَنسِفَنَّهُ فِى اليَمِّ نَسفًا

گفت: برو كه نصيب تو در زندگى اين است كه (هر كس به تو نزديك شود) مرتب بگويى با من تماس نگير، و موعدى دارى كه هرگز از آن تخلف نكنند، خدايت را كه پيوسته به خدمتش كمر بسته بودى بنگر كه آن را بسوزانيم و به دريا بريزيم و پراكنده‌اش كنيم پراكندگى كامل .

۹۸

إِنَّما إِلٰهُكُمُ اللَّهُ الَّذى لا إِلٰهَ إِلّا هُوَ ۚ وَسِعَ كُلَّ شَيءٍ عِلمًا

خداى شما فقط خداى يكتا است كه جز او خدايى نيست و علم او به همه چيز مى‌رسد .

۹۹

كَذٰلِكَ نَقُصُّ عَلَيكَ مِن أَنباءِ ما قَد سَبَقَ ۚ وَقَد ءاتَينٰكَ مِن لَدُنّا ذِكرًا

اين چنين از اخبار مربوط به حوادث گذشته را براى تو بازگو مى‌كنيم و به تو از نزد خود ذكرى‌ (كتابى) هم داده‌ايم .

۱۰۰

مَن أَعرَضَ عَنهُ فَإِنَّهُ يَحمِلُ يَومَ القِيٰمَةِ وِزرًا

هر كس از آن روى بگرداند روز رستاخيز بار گناهى مى‌برد .

۱۰۱

خٰلِدينَ فيهِ ۖ وَساءَ لَهُم يَومَ القِيٰمَةِ حِملًا

در گناهشان جاودانند و بارشان روز رستاخيز چه بد است .

۱۰۲

يَومَ يُنفَخُ فِى الصّورِ ۚ وَنَحشُرُ المُجرِمينَ يَومَئِذٍ زُرقًا

روزى كه در صور دميده شود و در آن روز گناهكاران را كور محشور كنيم .

۱۰۳

يَتَخٰفَتونَ بَينَهُم إِن لَبِثتُم إِلّا عَشرًا

كه آهسته با همديگر گويند بيش از ده روز مكث نكرديم .

۱۰۴

نَحنُ أَعلَمُ بِما يَقولونَ إِذ يَقولُ أَمثَلُهُم طَريقَةً إِن لَبِثتُم إِلّا يَومًا

بهتر مى‌دانيم كه چه مى‌گويند آن دم كه از همه بهترشان مى‌گويند: بيش از يك روز بسر نبرده‌ايد .

۱۰۵

وَيَسـَٔلونَكَ عَنِ الجِبالِ فَقُل يَنسِفُها رَبّى نَسفًا

ترا از كوه‌ها پرسند بگو پروردگارم آن را پراكنده كند آن چنان كه جز خودش كس نمى‌داند .

۱۰۶

فَيَذَرُها قاعًا صَفصَفًا

و زمين را پهن نموده همواره واگذارد .

۱۰۷

لا تَرىٰ فيها عِوَجًا وَلا أَمتًا

كه در آن برجستگى و انحرافى نبينى .

۱۰۸

يَومَئِذٍ يَتَّبِعونَ الدّاعِىَ لا عِوَجَ لَهُ ۖ وَخَشَعَتِ الأَصواتُ لِلرَّحمٰنِ فَلا تَسمَعُ إِلّا هَمسًا

آن روز صدا زن (حشر) را كه هيچ كجى و اعوجاجى در كارش نيست پيروى مى‌كنند، و همه صداها به احترام خداى رحمان بيفتد و جز صدايى آهسته چيزى نمى‌شنوى .

۱۰۹

يَومَئِذٍ لا تَنفَعُ الشَّفٰعَةُ إِلّا مَن أَذِنَ لَهُ الرَّحمٰنُ وَرَضِىَ لَهُ قَولًا

آن روز شفاعت سودى ندارد مگر از كسى كه خداى رحمان اجازه شفاعتش داده باشد و سخن او را در شفاعت بپسندد .

۱۱۰

يَعلَمُ ما بَينَ أَيديهِم وَما خَلفَهُم وَلا يُحيطونَ بِهِ عِلمًا

خدا آنچه قبلا فرستاده‌اند و آنچه (از آثار) كه دنبال خود آنان مى‌رسد مى‌داند و اما ايشان احاطه علمى به او ندارند .

۱۱۱

۞ وَعَنَتِ الوُجوهُ لِلحَىِّ القَيّومِ ۖ وَقَد خابَ مَن حَمَلَ ظُلمًا

و چهره‌ها در مقابل خداى زنده و قيوم متواضع شود و هر كس وزر ستمى به دوش دارد نوميد گردد .

۱۱۲

وَمَن يَعمَل مِنَ الصّٰلِحٰتِ وَهُوَ مُؤمِنٌ فَلا يَخافُ ظُلمًا وَلا هَضمًا

و هر كس كارهاى شايسته و ايمان داشته باشد از ستم كشيدن و زبون شدن نترسد .

۱۱۳

وَكَذٰلِكَ أَنزَلنٰهُ قُرءانًا عَرَبِيًّا وَصَرَّفنا فيهِ مِنَ الوَعيدِ لَعَلَّهُم يَتَّقونَ أَو يُحدِثُ لَهُم ذِكرًا

آرى اين چنين ما آن را (كتاب خود را) قرآنى عربى نازل كرديم و در آن بيم دادن‌هاى گوناگون آورديم تا شايد بترسند و تذكرى برايشان حاصل شود .

۱۱۴

فَتَعٰلَى اللَّهُ المَلِكُ الحَقُّ ۗ وَلا تَعجَل بِالقُرءانِ مِن قَبلِ أَن يُقضىٰ إِلَيكَ وَحيُهُ ۖ وَقُل رَبِّ زِدنى عِلمًا

پس بلند مرتبه است خداوندى كه سلطان حق است، و تو قرآن را پيش از آنكه وحى آن به تو اعلام شود به شتاب مخوان و بگو پروردگارا مرا دانش بيفزاى .

۱۱۵

وَلَقَد عَهِدنا إِلىٰ ءادَمَ مِن قَبلُ فَنَسِىَ وَلَم نَجِد لَهُ عَزمًا

ما پيش از اين از آدم پيمان گرفته بوديم ولى او فراموش كرد و ما در او پايمردى نديديم .

۱۱۶

وَإِذ قُلنا لِلمَلٰئِكَةِ اسجُدوا لِءادَمَ فَسَجَدوا إِلّا إِبليسَ أَبىٰ

و چون به ملائكه گفتيم به آدم سجده كنيد، همه سجده كردند مگر ابليس كه امتناع ورزيد .

۱۱۷

فَقُلنا يٰـٔادَمُ إِنَّ هٰذا عَدُوٌّ لَكَ وَلِزَوجِكَ فَلا يُخرِجَنَّكُما مِنَ الجَنَّةِ فَتَشقىٰ

گفتيم: اى آدم اين دشمن تو و همسر تو است مواظب باشيد شما را از اين بهشت بيرون نكند كه تيره بخت مى‌شوى .

۱۱۸

إِنَّ لَكَ أَلّا تَجوعَ فيها وَلا تَعرىٰ

تو را مى‌رسد كه در بهشت بمانى نه گرسنه شوى و نه برهنه .

۱۱۹

وَأَنَّكَ لا تَظمَؤُا۟ فيها وَلا تَضحىٰ

آرى در آنجا نه تشنه مى‌شوى و نه آفتاب زده .

۱۲۰

فَوَسوَسَ إِلَيهِ الشَّيطٰنُ قالَ يٰـٔادَمُ هَل أَدُلُّكَ عَلىٰ شَجَرَةِ الخُلدِ وَمُلكٍ لا يَبلىٰ

شيطان او را وسوسه كرد و گفت: اى آدم آيا تو را به رخت خلود و سلطنتى كه كهنه نمى‌شود راه برى بكنم؟! .

۱۲۱

فَأَكَلا مِنها فَبَدَت لَهُما سَوءٰتُهُما وَطَفِقا يَخصِفانِ عَلَيهِما مِن وَرَقِ الجَنَّةِ ۚ وَعَصىٰ ءادَمُ رَبَّهُ فَغَوىٰ

سر انجام هر دو از آن درخت خوردند و عورتهايشان به ايشان نمودار شد و بنا كردند از برگهاى بهشت به خودشان بچسبانند، آدم نافرمانى پروردگار خويش كرد و از راه برفت .

۱۲۲

ثُمَّ اجتَبٰهُ رَبُّهُ فَتابَ عَلَيهِ وَهَدىٰ

پس از آن پروردگارش او را برگزيد و توبه او را پذيرفت و هدايتش كرد .

۱۲۳

قالَ اهبِطا مِنها جَميعًا ۖ بَعضُكُم لِبَعضٍ عَدُوٌّ ۖ فَإِمّا يَأتِيَنَّكُم مِنّى هُدًى فَمَنِ اتَّبَعَ هُداىَ فَلا يَضِلُّ وَلا يَشقىٰ

(خداوند) فرمود: همگى پايين برويد در حالى كه بعضى دشمن بعضى ديگر خواهيد بود، پس اگر هدايتى از من سوى شما آمد هر كه آن را پيروى كند نه گمراه مى‌شود و نه تيره بخت .

۱۲۴

وَمَن أَعرَضَ عَن ذِكرى فَإِنَّ لَهُ مَعيشَةً ضَنكًا وَنَحشُرُهُ يَومَ القِيٰمَةِ أَعمىٰ

و هر كس از كتاب من روى بگرداند وى را روزگارى سخت خواهد بود و او را در روز قيامت كور محشور كنيم .

۱۲۵

قالَ رَبِّ لِمَ حَشَرتَنى أَعمىٰ وَقَد كُنتُ بَصيرًا

آن وقت گويد پروردگارا چرا مرا كه بينا بودم كور محشور كرده‌اى؟! .

۱۲۶

قالَ كَذٰلِكَ أَتَتكَ ءايٰتُنا فَنَسيتَها ۖ وَكَذٰلِكَ اليَومَ تُنسىٰ

(خداى تعالى در پاسخش) گويد: همانطور كه تو از ديدن آيه‌هاى ما خود را به كورى زدى و آن را فراموش كردى ما نيز امروز تو را فراموش كرديم .

۱۲۷

وَكَذٰلِكَ نَجزى مَن أَسرَفَ وَلَم يُؤمِن بِـٔايٰتِ رَبِّهِ ۚ وَلَعَذابُ الءاخِرَةِ أَشَدُّ وَأَبقىٰ

و هر كه زياده روى كرده و آيه‌هاى پروردگارش را باور نكرده چنين سزايش مى‌دهيم و عذاب آخرت سخت‌تر و پايدارتر است .

۱۲۸

أَفَلَم يَهدِ لَهُم كَم أَهلَكنا قَبلَهُم مِنَ القُرونِ يَمشونَ فى مَسٰكِنِهِم ۗ إِنَّ فى ذٰلِكَ لَءايٰتٍ لِأُولِى النُّهىٰ

آيا براى آنها روشن نشد كه پيش از ايشان چه نسلهايى را كه در مساكن خود راه مى‌رفتند هلاك كرديم، در همين عبرت، براى صاحبان خرد اندرزها است .

۱۲۹

وَلَولا كَلِمَةٌ سَبَقَت مِن رَبِّكَ لَكانَ لِزامًا وَأَجَلٌ مُسَمًّى

اگر گفتار پروردگارت بر اين نرفته بود و مدتى معين نبود عذاب قرينشان بود .

۱۳۰

فَاصبِر عَلىٰ ما يَقولونَ وَسَبِّح بِحَمدِ رَبِّكَ قَبلَ طُلوعِ الشَّمسِ وَقَبلَ غُروبِها ۖ وَمِن ءانائِ الَّيلِ فَسَبِّح وَأَطرافَ النَّهارِ لَعَلَّكَ تَرضىٰ

بر آنچه مى‌گويند صبر كن و پيش از طلوع خورشيد و پيش از غروب آن به ستايش، پروردگارت را تسبيح گوى و كناره‌هاى شب و اواخر روز نيز تسبيح بگوى شايد كه خوشنود شوى .

۱۳۱

وَلا تَمُدَّنَّ عَينَيكَ إِلىٰ ما مَتَّعنا بِهِ أَزوٰجًا مِنهُم زَهرَةَ الحَيوٰةِ الدُّنيا لِنَفتِنَهُم فيهِ ۚ وَرِزقُ رَبِّكَ خَيرٌ وَأَبقىٰ

ديدگان خويش را به آن چيزهايى كه رونق زندگى دنيا است و بعضى از دسته‌هاى آدميان را از آن بهره داده‌ايم تا در باره آن عذابشان كنيم نگران و خيره مساز كه روزى پروردگارت بهتر و پايدارتر است .

۱۳۲

وَأمُر أَهلَكَ بِالصَّلوٰةِ وَاصطَبِر عَلَيها ۖ لا نَسـَٔلُكَ رِزقًا ۖ نَحنُ نَرزُقُكَ ۗ وَالعٰقِبَةُ لِلتَّقوىٰ

كسان خويش را به نماز خواندن وادار كن و به كار نماز شكيبايى به خرج ده ما روزى دادن كسى را به عهده تو نمى‌گذاريم كه تو خود نيز روزى خور مايى و سر انجام نيك مخصوص پرهيزكارى است .

۱۳۳

وَقالوا لَولا يَأتينا بِـٔايَةٍ مِن رَبِّهِ ۚ أَوَلَم تَأتِهِم بَيِّنَةُ ما فِى الصُّحُفِ الأولىٰ

گويند: چرا معجزه‌اى از جانب پروردگارش سوى ما نياورد مگر توضيح آن چيزها كه در كتابهاى گذشته هست سوى ايشان نيامد .

۱۳۴

وَلَو أَنّا أَهلَكنٰهُم بِعَذابٍ مِن قَبلِهِ لَقالوا رَبَّنا لَولا أَرسَلتَ إِلَينا رَسولًا فَنَتَّبِعَ ءايٰتِكَ مِن قَبلِ أَن نَذِلَّ وَنَخزىٰ

اگر پيش از نزول قرآن به عذابى هلاكشان كرده بوديم مى‌گفتند: پروردگارا چرا پيغمبرى به ما نفرستى تا پيش از آنكه ذليل و رسوا شويم آيه‌هاى تو را پيروى كنيم؟ .

۱۳۵

قُل كُلٌّ مُتَرَبِّصٌ فَتَرَبَّصوا ۖ فَسَتَعلَمونَ مَن أَصحٰبُ الصِّرٰطِ السَّوِىِّ وَمَنِ اهتَدىٰ

بگو همه منتظرند شما نيز انتظار بريد كه به زودى خواهيد فهميد كه رهروان طريقه راست كيانند و هدايت يافته كيست؟! .