الحجر

۹۹ آیه

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ

جزء ۱۴
۱

الر ۚ تِلكَ ءايٰتُ الكِتٰبِ وَقُرءانٍ مُبينٍ

به نام خداوند بخشنده مهربان. - الر، اين است آيات كتاب و قرآن مبين .

۲

رُبَما يَوَدُّ الَّذينَ كَفَروا لَو كانوا مُسلِمينَ

چه بسا كه كافران دوست مى‌دارند كه كاش مسلمان بودند .

۳

ذَرهُم يَأكُلوا وَيَتَمَتَّعوا وَيُلهِهِمُ الأَمَلُ ۖ فَسَوفَ يَعلَمونَ

رهايشان كن بخورند و سرگرم بهره‌گيرى از لذت‌ها باشند و آرزوها به خود مشغولشان كند كه بزودى خواهند فهميد .

۴

وَما أَهلَكنا مِن قَريَةٍ إِلّا وَلَها كِتابٌ مَعلومٌ

ما هيچ آبادى را هلاك نكرديم مگر آنكه اجلى معين داشت .

۵

ما تَسبِقُ مِن أُمَّةٍ أَجَلَها وَما يَستَـٔخِرونَ

هيچ جمعيتى از اجل خود جلو نمى‌زند و از آن عقب نخواهد افتاد .

۶

وَقالوا يٰأَيُّهَا الَّذى نُزِّلَ عَلَيهِ الذِّكرُ إِنَّكَ لَمَجنونٌ

و گفتند اى كسى كه بر تو ذكر نازل شده بى شك تو ديوانه‌اى .

۷

لَو ما تَأتينا بِالمَلٰئِكَةِ إِن كُنتَ مِنَ الصّٰدِقينَ

اگر از راستگويانى چرا ملائكه را برايمان نمى‌آورى .

۸

ما نُنَزِّلُ المَلٰئِكَةَ إِلّا بِالحَقِّ وَما كانوا إِذًا مُنظَرينَ

ما جز به حق ملائكه را نازل نمى‌كنيم و ايشان هم در اين هنگام (وقتى نازل كرديم) مهلتى‌ نخواهند داشت .

۹

إِنّا نَحنُ نَزَّلنَا الذِّكرَ وَإِنّا لَهُ لَحٰفِظونَ

اين ماييم كه اين ذكر (قرآن) را نازل كرده‌ايم و ما آن را بطور قطع حفظ خواهيم كرد .

۱۰

وَلَقَد أَرسَلنا مِن قَبلِكَ فى شِيَعِ الأَوَّلينَ

ما پيش از تو (نيز) پيامبرانى در ميان امتهاى نخستين فرستاديم .

۱۱

وَما يَأتيهِم مِن رَسولٍ إِلّا كانوا بِهِ يَستَهزِءونَ

و نيامد ايشان را رسولى مگر اينكه او را استهزاء مى‌كردند .

۱۲

كَذٰلِكَ نَسلُكُهُ فى قُلوبِ المُجرِمينَ

اين چنين راه مى‌دهيم قرآن را در دلهاى گناهكاران براى اتمام حجت .

۱۳

لا يُؤمِنونَ بِهِ ۖ وَقَد خَلَت سُنَّةُ الأَوَّلينَ

با وجود اين ايمان نمى‌آورند به آن قرآن و بتحقيق سنت اقوام پيشين نيز چنين بود .

۱۴

وَلَو فَتَحنا عَلَيهِم بابًا مِنَ السَّماءِ فَظَلّوا فيهِ يَعرُجونَ

و اگر درى از آسمان به روى آنان بگشاييم و آنها مرتبا در آن بالا روند (و عجائب قدرت ما را ببينند) .

۱۵

لَقالوا إِنَّما سُكِّرَت أَبصٰرُنا بَل نَحنُ قَومٌ مَسحورونَ

هر آينه از شدت عناد گويند جز اين نيست كه چشم‌بندى شده‌ايم بلكه ما قومى هستيم كه سحر شده‌ايم .

۱۶

وَلَقَد جَعَلنا فِى السَّماءِ بُروجًا وَزَيَّنّٰها لِلنّٰظِرينَ

و بتحقيق قرار داديم در آسمان برجهايى، و زينت كرديم آن را براى تماشاگران .

۱۷

وَحَفِظنٰها مِن كُلِّ شَيطٰنٍ رَجيمٍ

و حفظش نموديم از هر شيطانى رانده شده .

۱۸

إِلّا مَنِ استَرَقَ السَّمعَ فَأَتبَعَهُ شِهابٌ مُبينٌ

ليكن آن شيطانى كه براى استراق سمع نزديك شود (تا گفتگوى ملائكه را در باره امور غيبى بشنود) شهاب مبين دنبالش مى‌كند .

۱۹

وَالأَرضَ مَدَدنٰها وَأَلقَينا فيها رَوٰسِىَ وَأَنبَتنا فيها مِن كُلِّ شَيءٍ مَوزونٍ

و زمين را گسترديم و در آن كوه‌هاى ريشه دار نهاديم و نيز از هر چيزى موزون در آن رويانديم .

۲۰

وَجَعَلنا لَكُم فيها مَعٰيِشَ وَمَن لَستُم لَهُ بِرٰزِقينَ

و براى شما و براى ديگران كه شما روزيشان نمى‌دهيد روزيها قرار داديم .

۲۱

وَإِن مِن شَيءٍ إِلّا عِندَنا خَزائِنُهُ وَما نُنَزِّلُهُ إِلّا بِقَدَرٍ مَعلومٍ

هيچ چيز نيست مگر آنكه نزد ما خزينه‌هاى آنست و ما نازلش نمى‌كنيم مگر به اندازه معين .

۲۲

وَأَرسَلنَا الرِّيٰحَ لَوٰقِحَ فَأَنزَلنا مِنَ السَّماءِ ماءً فَأَسقَينٰكُموهُ وَما أَنتُم لَهُ بِخٰزِنينَ

و ما بادها را آبستن گر گياهان فرستاديم، پس از آسمان آبى فرو فرستاديم پس شما را به آن آب سيراب كرديم، و گر نه اين شما نيستيد كه بتوانيد آن را انبار كنيد .

۲۳

وَإِنّا لَنَحنُ نُحيۦ وَنُميتُ وَنَحنُ الوٰرِثونَ

و بدرستى كه ماييم كه زنده مى‌كنيم و مى‌ميرانيم، و ما وارث و باز مانده‌ايم .

۲۴

وَلَقَد عَلِمنَا المُستَقدِمينَ مِنكُم وَلَقَد عَلِمنَا المُستَـٔخِرينَ

و بتحقيق مى‌دانيم كدامتان زودتر بوجود مى‌آييد و كدام ديرتر .

۲۵

وَإِنَّ رَبَّكَ هُوَ يَحشُرُهُم ۚ إِنَّهُ حَكيمٌ عَليمٌ

و به درستى پروردگار تو آنان را محشور مى‌كند چه او حكيم و دانا است .

۲۶

وَلَقَد خَلَقنَا الإِنسٰنَ مِن صَلصٰلٍ مِن حَمَإٍ مَسنونٍ

و به تحقيق ما انسان را از گلى خشكيده از لايه‌اى سياه آفريديم .

۲۷

وَالجانَّ خَلَقنٰهُ مِن قَبلُ مِن نارِ السَّمومِ

و جن را قبل از وى از آتشى زهرآگين آفريده بوديم .

۲۸

وَإِذ قالَ رَبُّكَ لِلمَلٰئِكَةِ إِنّى خٰلِقٌ بَشَرًا مِن صَلصٰلٍ مِن حَمَإٍ مَسنونٍ

و چون پروردگارت به ملائكه گفت: مى‌خواهم بشرى از گلى خشكيده از لايه‌اى سياه خلق كنم .

۲۹

فَإِذا سَوَّيتُهُ وَنَفَختُ فيهِ مِن روحى فَقَعوا لَهُ سٰجِدينَ

پس چون كار او را به پايان رسانيدم و از روح خود در او دميدم بايد كه برايش بسجده افتيد .

۳۰

فَسَجَدَ المَلٰئِكَةُ كُلُّهُم أَجمَعونَ

ملائكه همگى و تماميشان سجده كردند .

۳۱

إِلّا إِبليسَ أَبىٰ أَن يَكونَ مَعَ السّٰجِدينَ

مگر ابليس از اينكه با سجده كنندگان باشد امتناع ورزيد .

۳۲

قالَ يٰإِبليسُ ما لَكَ أَلّا تَكونَ مَعَ السّٰجِدينَ

پروردگارت به او گفت: اى ابليس چه غرضى در نظر گرفتى كه از ساجدين نباشى؟ .

۳۳

قالَ لَم أَكُن لِأَسجُدَ لِبَشَرٍ خَلَقتَهُ مِن صَلصٰلٍ مِن حَمَإٍ مَسنونٍ

گفت من چنين كسى نبوده‌ام كه براى بشرى كه تو آن را از گلى خشكيده از لايه‌اى سياه آفريدى سجده كنم .

۳۴

قالَ فَاخرُج مِنها فَإِنَّكَ رَجيمٌ

پروردگارت گفت: پس بيرون شو كه تو از رانده شدگانى .

۳۵

وَإِنَّ عَلَيكَ اللَّعنَةَ إِلىٰ يَومِ الدّينِ

و بر تو است لعنت تا روز جزا .

۳۶

قالَ رَبِّ فَأَنظِرنى إِلىٰ يَومِ يُبعَثونَ

گفت: پروردگارا پس مرا تا روزى كه خلايق مبعوث مى‌شوند مهلت بده .

۳۷

قالَ فَإِنَّكَ مِنَ المُنظَرينَ

پروردگارت گفت تو از مهلت داده شدگانى .

۳۸

إِلىٰ يَومِ الوَقتِ المَعلومِ

تا روز وقت معلوم .

۳۹

قالَ رَبِّ بِما أَغوَيتَنى لَأُزَيِّنَنَّ لَهُم فِى الأَرضِ وَلَأُغوِيَنَّهُم أَجمَعينَ

گفت: پروردگارا بخاطر اينكه اغوايم كردى هر آينه در زمين زينت مى‌دهم در نظر آنان، و هر آينه همگيشان را اغواء مى‌كنم .

۴۰

إِلّا عِبادَكَ مِنهُمُ المُخلَصينَ

مگر بندگان مخلصت را .

۴۱

قالَ هٰذا صِرٰطٌ عَلَىَّ مُستَقيمٌ

گفت: همين است راه مستقيم كه من قضاءاش را رانده‌ام .

۴۲

إِنَّ عِبادى لَيسَ لَكَ عَلَيهِم سُلطٰنٌ إِلّا مَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الغاوينَ

بدرستى كه تو بر بندگان من تسلط ندارى، مگر آنهايى كه خودشان رام تو گردند .

۴۳

وَإِنَّ جَهَنَّمَ لَمَوعِدُهُم أَجمَعينَ

و بدرستى جهنم وعده‌گاه همه آنان است .

۴۴

لَها سَبعَةُ أَبوٰبٍ لِكُلِّ بابٍ مِنهُم جُزءٌ مَقسومٌ

جهنم كه داراى هفت در است و براى هر درى جزئى از ايشان اختصاص يافته .

۴۵

إِنَّ المُتَّقينَ فى جَنّٰتٍ وَعُيونٍ

بدرستى كه پرهيزگاران در بوستانها و چشمه‌هايند .

۴۶

ادخُلوها بِسَلٰمٍ ءامِنينَ

آن روز به ايشان گفته مى‌شود به سلامت و ايمنى درآئيد .

۴۷

وَنَزَعنا ما فى صُدورِهِم مِن غِلٍّ إِخوٰنًا عَلىٰ سُرُرٍ مُتَقٰبِلينَ

و بيرون كشيم آنچه در سينه‌هاى ايشان باشد، از عداوت و كينه (كه در دار دنيا داشتند) در حالى كه برادران يكديگر مى‌باشند كه بر تختها برابر هم قرار مى‌گيرند .

۴۸

لا يَمَسُّهُم فيها نَصَبٌ وَما هُم مِنها بِمُخرَجينَ

در آنجا خستگى برايشان نيست و بيرون آمدن هم ندارند .

۴۹

۞ نَبِّئ عِبادى أَنّى أَنَا الغَفورُ الرَّحيمُ

بندگان مرا خبر ده كه بدرستى من از آمرزگار مهربانم .

۵۰

وَأَنَّ عَذابى هُوَ العَذابُ الأَليمُ

و (نيز خبر ده) كه عذاب من همانا عذابى دردناكست .

۵۱

وَنَبِّئهُم عَن ضَيفِ إِبرٰهيمَ

و با خبرشان ساز از داستان ميهمانان ابراهيم .

۵۲

إِذ دَخَلوا عَلَيهِ فَقالوا سَلٰمًا قالَ إِنّا مِنكُم وَجِلونَ

آن روزى كه بر او در آمدند، و سلام گفتند: او گفت: ما از شما بيمناكيم .

۵۳

قالوا لا تَوجَل إِنّا نُبَشِّرُكَ بِغُلٰمٍ عَليمٍ

گفتند نترس كه ما (آمده‌ايم تا) تو را به فرزندى دانا بشارت دهيم .

۵۴

قالَ أَبَشَّرتُمونى عَلىٰ أَن مَسَّنِىَ الكِبَرُ فَبِمَ تُبَشِّرونَ

گفت آيا بشارتم مى‌دهيد (به فرزنددار شدن) با اين پيرى و ضعف كه مراست، ديگر چه بشارتى بمن مى‌دهيد؟ .

۵۵

قالوا بَشَّرنٰكَ بِالحَقِّ فَلا تَكُن مِنَ القٰنِطينَ

گفتند به حق بشارتت مى‌دهيم، از نوميدان مباش .

۵۶

قالَ وَمَن يَقنَطُ مِن رَحمَةِ رَبِّهِ إِلَّا الضّالّونَ

گفت جز گمراهان چه كسى از رحمت پروردگارش مايوس مى‌شود .

۵۷

قالَ فَما خَطبُكُم أَيُّهَا المُرسَلونَ

پرسيد: اى فرستادگان (خدا) براى چه مهمى آمده‌ايد .

۵۸

قالوا إِنّا أُرسِلنا إِلىٰ قَومٍ مُجرِمينَ

گفتند: مامور عذاب قومى مجرميم .

۵۹

إِلّا ءالَ لوطٍ إِنّا لَمُنَجّوهُم أَجمَعينَ

مگر خاندان لوط كه همگيشان را از عذاب نجات مى‌دهيم .

۶۰

إِلَّا امرَأَتَهُ قَدَّرنا ۙ إِنَّها لَمِنَ الغٰبِرينَ

مگر همسرش را، كه چنين تقدير كرده‌ايم كه او از باقى ماندگان در محل عذاب باشد .

۶۱

فَلَمّا جاءَ ءالَ لوطٍ المُرسَلونَ

پس وقتى فرستادگان به خاندان لوط وارد شدند .

۶۲

قالَ إِنَّكُم قَومٌ مُنكَرونَ

گفت شما مردمى ناشناسيد .

۶۳

قالوا بَل جِئنٰكَ بِما كانوا فيهِ يَمتَرونَ

گفتند، نه، بلكه براى همان امرى كه قومت در آن شك داشتند (و باور نمى‌كردند) آمده‌ايم .

۶۴

وَأَتَينٰكَ بِالحَقِّ وَإِنّا لَصٰدِقونَ

و ما به حق نزد تو آمده‌ايم، و ما راستگويانيم .

۶۵

فَأَسرِ بِأَهلِكَ بِقِطعٍ مِنَ الَّيلِ وَاتَّبِع أَدبٰرَهُم وَلا يَلتَفِت مِنكُم أَحَدٌ وَامضوا حَيثُ تُؤمَرونَ

پس خاندانت را شبانه بيرون ببر، و خودت دنبالشان براه بيفت، و مواظب باش احدى از شما به پشت سر خود ننگرد، و راهى كه مامور شده‌ايد بگيريد و برويد .

۶۶

وَقَضَينا إِلَيهِ ذٰلِكَ الأَمرَ أَنَّ دابِرَ هٰؤُلاءِ مَقطوعٌ مُصبِحينَ

و به او رسانديم كه اين امر قضايى است رانده شده كه صبحگاهان، نسل اين مردم بر افتادنى است .

۶۷

وَجاءَ أَهلُ المَدينَةِ يَستَبشِرونَ

از آن سو مردم شهر در حالى كه به يكديگر مژده مى‌دادند به طرف خانه لوط هجوم آوردند، .

۶۸

قالَ إِنَّ هٰؤُلاءِ ضَيفى فَلا تَفضَحونِ

لوط گفت اينان ميهمانان منند، مرا رسوا مكنيد .

۶۹

وَاتَّقُوا اللَّهَ وَلا تُخزونِ

و از خدا بترسيد، و مرا خوار مسازيد .

۷۰

قالوا أَوَلَم نَنهَكَ عَنِ العٰلَمينَ

گفتند مگر به تو نگفتيم كسى را به خانه‌ات راه مده .

۷۱

قالَ هٰؤُلاءِ بَناتى إِن كُنتُم فٰعِلينَ

لوط (از ناچارى دختران خود را عرضه كرد تا شايد از تجاوز ميهمانانش صرفنظر كنند و) گفت اگر هم مى‌خواهيد كارى بكنيد اين دختران من حاضرند .

۷۲

لَعَمرُكَ إِنَّهُم لَفى سَكرَتِهِم يَعمَهونَ

به جان تو اى محمد كه قوم نامبرده در مستى خود آن چنان بودند كه نمى‌فهميدند چه مى‌كنند .

۷۳

فَأَخَذَتهُمُ الصَّيحَةُ مُشرِقينَ

پس ناگهان در هنگام طلوع آفتاب صيحه‌اى كارشان بساخت .

۷۴

فَجَعَلنا عٰلِيَها سافِلَها وَأَمطَرنا عَلَيهِم حِجارَةً مِن سِجّيلٍ

و ما شهرشان را زير و رو كرديم و سنگى از سجيل بر آنان بباريديم .

۷۵

إِنَّ فى ذٰلِكَ لَءايٰتٍ لِلمُتَوَسِّمينَ

در اين داستان آياتى است براى مردم متفرس و چيز فهم .

۷۶

وَإِنَّها لَبِسَبيلٍ مُقيمٍ

و هم در راهى است استوار .

۷۷

إِنَّ فى ذٰلِكَ لَءايَةً لِلمُؤمِنينَ

آرى در اين داستان آيتى است براى مؤمنين .

۷۸

وَإِن كانَ أَصحٰبُ الأَيكَةِ لَظٰلِمينَ

و به درستى كه اصحاب ايكه ستمكاران بودند .

۷۹

فَانتَقَمنا مِنهُم وَإِنَّهُما لَبِإِمامٍ مُبينٍ

ما از ايشان انتقام گرفتيم، و بدرستى كه اين دو قوم بر سر شاهراهى قرار دارند .

۸۰

وَلَقَد كَذَّبَ أَصحٰبُ الحِجرِ المُرسَلينَ

اصحاب حجر هم فرستادگان خدا را تكذيب كردند .

۸۱

وَءاتَينٰهُم ءايٰتِنا فَكانوا عَنها مُعرِضينَ

و هر چه ما معجزه برايشان فرستاديم از آن اعراض نمودند .

۸۲

وَكانوا يَنحِتونَ مِنَ الجِبالِ بُيوتًا ءامِنينَ

از كوه‌ها خانه‌ها مى‌كندند در حالى كه خاطر جمع و در امن بودند .

۸۳

فَأَخَذَتهُمُ الصَّيحَةُ مُصبِحينَ

ولى صيحه ايشان را در صبحگاهى بگرفت .

۸۴

فَما أَغنىٰ عَنهُم ما كانوا يَكسِبونَ

و آنچه زحمت كشيده بودند بدردشان نخورد .

۸۵

وَما خَلَقنَا السَّمٰوٰتِ وَالأَرضَ وَما بَينَهُما إِلّا بِالحَقِّ ۗ وَإِنَّ السّاعَةَ لَءاتِيَةٌ ۖ فَاصفَحِ الصَّفحَ الجَميلَ

ما آسمانها و زمين را با هر چه ما بين آنها هست جز به حق نيافريديم و قيامت آمدنى است پس گذشت كن، گذشت كردنى نيكو .

۸۶

إِنَّ رَبَّكَ هُوَ الخَلّٰقُ العَليمُ

پروردگار تو آفريدگار و داناست .

۸۷

وَلَقَد ءاتَينٰكَ سَبعًا مِنَ المَثانى وَالقُرءانَ العَظيمَ

ما به تو هفت آيه (سوره حمد) ستوده داده‌ايم با اين قرآن بزرگ .

۸۸

لا تَمُدَّنَّ عَينَيكَ إِلىٰ ما مَتَّعنا بِهِ أَزوٰجًا مِنهُم وَلا تَحزَن عَلَيهِم وَاخفِض جَناحَكَ لِلمُؤمِنينَ

ديدگان خويش را به آن چيزهايى كه نصيب دسته‌هايى از ايشان كرديم ميفكن و بخاطر آنچه آنها دارند غم مخور و به مؤمنان نرم‌خويى كن .

۸۹

وَقُل إِنّى أَنَا النَّذيرُ المُبينُ

و بگو كه من خودم بيم‌رسان آشكارم .

۹۰

كَما أَنزَلنا عَلَى المُقتَسِمينَ

(ما بر آنها عذابى مى‌فرستيم) همانگونه كه بر قسمت‌كنان (آيات الهى) فرستاديم .

۹۱

الَّذينَ جَعَلُوا القُرءانَ عِضينَ

كسانى كه قرآن را قسمتها پنداشتند .

۹۲

فَوَرَبِّكَ لَنَسـَٔلَنَّهُم أَجمَعينَ

به پروردگارت سوگند از همه آنها سؤال خواهيم كرد .

۹۳

عَمّا كانوا يَعمَلونَ

از آنچه كرده‌اند .

۹۴

فَاصدَع بِما تُؤمَرُ وَأَعرِض عَنِ المُشرِكينَ

آنچه را دستور دارى آشكار كن و از مشركان روى بگردان .

۹۵

إِنّا كَفَينٰكَ المُستَهزِءينَ

ما شر استهزاءگران را از تو كوتاه مى‌كنيم .

۹۶

الَّذينَ يَجعَلونَ مَعَ اللَّهِ إِلٰهًا ءاخَرَ ۚ فَسَوفَ يَعلَمونَ

كسانى كه با خداى يكتا، خداى ديگر مى‌انگارند به زودى خواهند دانست .

۹۷

وَلَقَد نَعلَمُ أَنَّكَ يَضيقُ صَدرُكَ بِما يَقولونَ

ما مى‌دانيم كه تو سينه‌ات از آنچه مى‌گويند تنگ مى‌شود .

۹۸

فَسَبِّح بِحَمدِ رَبِّكَ وَكُن مِنَ السّٰجِدينَ

به ستايش پروردگارت تسبيح گوى و از سجده‌كنان باش .

۹۹

وَاعبُد رَبَّكَ حَتّىٰ يَأتِيَكَ اليَقينُ

پروردگار خويش را عبادت كن تا برايت يقين (مرگ) فرا رسد .