الحجر

۹۹ آیه

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ

جزء ۱۴
۱

الر ۚ تِلكَ ءايٰتُ الكِتٰبِ وَقُرءانٍ مُبينٍ

الر [= الف. لام. را]. این آیات كتاب [الهى] و قرآنِ روشنگر است.

۲

رُبَما يَوَدُّ الَّذينَ كَفَروا لَو كانوا مُسلِمينَ

چه بسا کافران [هنگام مواجهه با عذاب قیامت] آرزو ‌کنند که کاش مسلمان بودند.

۳

ذَرهُم يَأكُلوا وَيَتَمَتَّعوا وَيُلهِهِمُ الأَمَلُ ۖ فَسَوفَ يَعلَمونَ

بگذار بخورند و [از لذت‌های دنیا] بهره‌مند شوند و آرزوها[ی مادّی،] سرگرمشان سازد؛ پس به زودی خواهند دانست.

۴

وَما أَهلَكنا مِن قَريَةٍ إِلّا وَلَها كِتابٌ مَعلومٌ

ما [ساکنان] هیچ [شهر و] دیاری را هلاک نکردیم؛ مگر اینکه [مهلت و] اَجلی معیّن داشتند.

۵

ما تَسبِقُ مِن أُمَّةٍ أَجَلَها وَما يَستَـٔخِرونَ

هیچ امتى از اَجلِ [مقررِ] خود نه پیشى می‌گیرد و نه [از آن] عقب می‌مانَد.

۶

وَقالوا يٰأَيُّهَا الَّذى نُزِّلَ عَلَيهِ الذِّكرُ إِنَّكَ لَمَجنونٌ

[کافران] گفتند: «ای کسی‌ که [ادعا می‌کنی] قرآن بر تو نازل شده است، یقیناً تو دیوانه‌ای.

۷

لَو ما تَأتينا بِالمَلٰئِكَةِ إِن كُنتَ مِنَ الصّٰدِقينَ

اگر راست می‌گویی، چرا فرشتگان را نزدمان نمی‌آوری [تا دربارۀ پیامبری‌ات گواهی دهند]؟»

۸

ما نُنَزِّلُ المَلٰئِكَةَ إِلّا بِالحَقِّ وَما كانوا إِذًا مُنظَرينَ

[باید بدانند که‌] ما فرشتگان را به‌حق [و فقط در هنگام عذاب کافران] نازل می‌کنیم؛ و [اگر برای عذابشان نازل شوند] دیگر مهلتی نمی‌یابند.

۹

إِنّا نَحنُ نَزَّلنَا الذِّكرَ وَإِنّا لَهُ لَحٰفِظونَ

به راستی که ما خود، قرآن را نازل کردیم و قطعاً خودمان نیز نگهبان آن [از هر گونه تبدیل و تحریفی] هستیم.

۱۰

وَلَقَد أَرسَلنا مِن قَبلِكَ فى شِيَعِ الأَوَّلينَ

[ای پیامبر،] پیش از تو نیز [رسولان خود را] میان گروه‌های پیشین فرستادیم.

۱۱

وَما يَأتيهِم مِن رَسولٍ إِلّا كانوا بِهِ يَستَهزِءونَ

هیچ پیامبری نزدشان نمی‌آمد، مگر آنکه مسخره‌اش می‌کردند.

۱۲

كَذٰلِكَ نَسلُكُهُ فى قُلوبِ المُجرِمينَ

اینچنین آن [تکذیب و تمسخر] را در دل‌های گناهکاران [= کافران] راه می‌دهیم.

۱۳

لا يُؤمِنونَ بِهِ ۖ وَقَد خَلَت سُنَّةُ الأَوَّلينَ

آنان به آن [قرآن] ایمان نمی‌آورند؛ و شیوۀ [الله در مجازات] پیشینیان [نیز چنین] رفته است [كه آنان را با عذابی دردناک هلاک نماید].

۱۴

وَلَو فَتَحنا عَلَيهِم بابًا مِنَ السَّماءِ فَظَلّوا فيهِ يَعرُجونَ

و [حتی] اگر دری از آسمان به روی آنان می‌گشودیم تا پیوسته در آن بالا روند [و شگفتی‌های ملکوت را ببینند]،

۱۵

لَقالوا إِنَّما سُكِّرَت أَبصٰرُنا بَل نَحنُ قَومٌ مَسحورونَ

یقیناً باز هم می‌گفتند: «بی‌تردید، ما را چشم‌بندی کرده‌اند؛ بلکه ما گروهی جادو‌شده‌ایم».

۱۶

وَلَقَد جَعَلنا فِى السَّماءِ بُروجًا وَزَيَّنّٰها لِلنّٰظِرينَ

و به راستی، ما برجهایی در آسمان قرار داده‌ایم و آن را برای تماشاگران آراسته‌ایم.

۱۷

وَحَفِظنٰها مِن كُلِّ شَيطٰنٍ رَجيمٍ

و آن [= آسمان] را از [ورود و دستبردِ] هر شیطانِ رانده‌شده‌ای حفظ کردیم.

۱۸

إِلّا مَنِ استَرَقَ السَّمعَ فَأَتبَعَهُ شِهابٌ مُبينٌ

مگر آن کس که دزدانه سخنی [از ملکوتیان] بشنود که [در آن صورت،] شهابی روشن او را دنبال می‌کند [و می‌سوزاند].

۱۹

وَالأَرضَ مَدَدنٰها وَأَلقَينا فيها رَوٰسِىَ وَأَنبَتنا فيها مِن كُلِّ شَيءٍ مَوزونٍ

و زمین را گستردیم و کوه‌های استواری در آن افکندیم و از هر گیاه سنجیده [و مناسبی] در آن رویاندیم.

۲۰

وَجَعَلنا لَكُم فيها مَعٰيِشَ وَمَن لَستُم لَهُ بِرٰزِقينَ

و براى شما و کسانی كه روزى‌دهنده آنان نیستید اسباب زندگی در آن قرار دادیم.

۲۱

وَإِن مِن شَيءٍ إِلّا عِندَنا خَزائِنُهُ وَما نُنَزِّلُهُ إِلّا بِقَدَرٍ مَعلومٍ

و هیچ چیز نیست، مگر آنکه گنجینه‌هایش نزد ماست و ما آن را جز به ‌اندازه‌ای معیّن فرو نمی‌فرستیم.

۲۲

وَأَرسَلنَا الرِّيٰحَ لَوٰقِحَ فَأَنزَلنا مِنَ السَّماءِ ماءً فَأَسقَينٰكُموهُ وَما أَنتُم لَهُ بِخٰزِنينَ

و بادها را بارورکننده[ی ابرها] فرستادیم، سپس آبی از آسمان‌ها نازل کردیم و شما را با آن سیراب ساختیم؛ در حالى كه شما ذخیره‌كننده‌اش نیستید.

۲۳

وَإِنّا لَنَحنُ نُحيۦ وَنُميتُ وَنَحنُ الوٰرِثونَ

و یقیناً ماییم که زنده می‌کنیم و می‌میرانیم، و ما [بازماندۀ جاوید و] وارث [همۀ جهانیان] هستیم.

۲۴

وَلَقَد عَلِمنَا المُستَقدِمينَ مِنكُم وَلَقَد عَلِمنَا المُستَـٔخِرينَ

و بی‌تردید، [تولد و مرگ] گذشتگان شما را دانسته‌ایم و یقیناً [تولد و مرگ] آیندگان را [نیز به خوبی] می‌دانیم.

۲۵

وَإِنَّ رَبَّكَ هُوَ يَحشُرُهُم ۚ إِنَّهُ حَكيمٌ عَليمٌ

و [ای پیامبر،] بی‌گمان، پروردگارت [همۀ] آنان را [در قیامت] محشور می‌کند. به راستی که او حکیم داناست.

۲۶

وَلَقَد خَلَقنَا الإِنسٰنَ مِن صَلصٰلٍ مِن حَمَإٍ مَسنونٍ

و در حقیقت، ما [نخستین] انسان [= آدم] را از گِلِ خشک [بازمانده] از لجنی بدبو آفریدیم‌.

۲۷

وَالجانَّ خَلَقنٰهُ مِن قَبلُ مِن نارِ السَّمومِ

و پیش از آن، جن را از آتشی سوزان و بى‌دود آفریدیم.

۲۸

وَإِذ قالَ رَبُّكَ لِلمَلٰئِكَةِ إِنّى خٰلِقٌ بَشَرًا مِن صَلصٰلٍ مِن حَمَإٍ مَسنونٍ

و [یاد کن] از هنگامی که پروردگارت به فرشتگان فرمود: «همانا من بشری را از گِلِ خشک [بازمانده] از لجنی بدبو خواهم آفرید.

۲۹

فَإِذا سَوَّيتُهُ وَنَفَختُ فيهِ مِن روحى فَقَعوا لَهُ سٰجِدينَ

پس چون [او را آفریدم و] به او سامان دادم و از روح خویش در وی دمیدم، [به نشانۀ اطاعت از فرمان من، همگی] بر او سجده کنید».

۳۰

فَسَجَدَ المَلٰئِكَةُ كُلُّهُم أَجمَعونَ

فرشتگان همگی سجده کردند،

۳۱

إِلّا إِبليسَ أَبىٰ أَن يَكونَ مَعَ السّٰجِدينَ

مگر ابلیس که سرپیچی کرد از اینکه با سجده‌کنندگان باشد.

۳۲

قالَ يٰإِبليسُ ما لَكَ أَلّا تَكونَ مَعَ السّٰجِدينَ

[الله] فرمود: «ای ابلیس، چرا تو با سجده‌کنندگان [همراه] نیستی؟»

۳۳

قالَ لَم أَكُن لِأَسجُدَ لِبَشَرٍ خَلَقتَهُ مِن صَلصٰلٍ مِن حَمَإٍ مَسنونٍ

[ابلیس] گفت: «من آن نیستم که برای بشری که او را از گِلِ خشک [بازمانده] از لجنی بدبو آفریده‌ای سجده ‌کنم».

۳۴

قالَ فَاخرُج مِنها فَإِنَّكَ رَجيمٌ

[الله] فرمود: «از آنجا [= بهشت] بیرون شو [که] بی‌تردید، تو [از بارگاهِ ما] رانده‌شده‌ای.

۳۵

وَإِنَّ عَلَيكَ اللَّعنَةَ إِلىٰ يَومِ الدّينِ

و یقیناً تا روز قیامت بر تو لعنت خواهد بود».

۳۶

قالَ رَبِّ فَأَنظِرنى إِلىٰ يَومِ يُبعَثونَ

[ابلیس] گفت: «پروردگارا، تا روزی ‌که [مردم] برانگیخته می‌شوند به من مهلت بده [و مرا نمیران]».

۳۷

قالَ فَإِنَّكَ مِنَ المُنظَرينَ

[الله] فرمود: «[برو که] یقیناً تو از مهلت‌یافتگانی،

۳۸

إِلىٰ يَومِ الوَقتِ المَعلومِ

تا روزِ آن وقتِ معلوم [که تمام مخلوقات با نفخۀ نخست می‌میرند]».

۳۹

قالَ رَبِّ بِما أَغوَيتَنى لَأُزَيِّنَنَّ لَهُم فِى الأَرضِ وَلَأُغوِيَنَّهُم أَجمَعينَ

[او] گفت: «پروردگارا، به سببِ آنکه مرا گمراه ساختی، [من نیز] در زمین [بدی‌ها را] در نظرشان نیک جلوه می‌دهم و همۀ آنان را به گمراهی می‌کشانم؛

۴۰

إِلّا عِبادَكَ مِنهُمُ المُخلَصينَ

مگر بندگان خالصِ تو از [میان] آنان، [که هدایتشان کرده‌ای]».

۴۱

قالَ هٰذا صِرٰطٌ عَلَىَّ مُستَقيمٌ

[الله] فرمود: «این [اخلاص،] راه مستقیمی است [که به من می‌رسد].

۴۲

إِنَّ عِبادى لَيسَ لَكَ عَلَيهِم سُلطٰنٌ إِلّا مَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الغاوينَ

یقیناً تو بر بندگانم تسلطی نداری، مگر [بر آن مشرکان و] گمراهانی که از تو پیروی می‌کنند.

۴۳

وَإِنَّ جَهَنَّمَ لَمَوعِدُهُم أَجمَعينَ

و بی‌تردید، دوزخ وعده‌گاه همۀ آنان است.

۴۴

لَها سَبعَةُ أَبوٰبٍ لِكُلِّ بابٍ مِنهُم جُزءٌ مَقسومٌ

[دوزخ] هفت در دارد [و] برای هر دری، گروهی از آنان تقسیم [و مشخص] شده‌اند».

۴۵

إِنَّ المُتَّقينَ فى جَنّٰتٍ وَعُيونٍ

یقیناً پرهیزگاران در باغ‌ها[ی بهشت] و در [کنار] چشمه‌ها هستند.

۴۶

ادخُلوها بِسَلٰمٍ ءامِنينَ

[هنگام ورود به آنان گفته می‌شود:] «به سلامت و ایمنی به آن [باغ‌ها] وارد شوید».

۴۷

وَنَزَعنا ما فى صُدورِهِم مِن غِلٍّ إِخوٰنًا عَلىٰ سُرُرٍ مُتَقٰبِلينَ

آنچه از کینه [و حسد که] در دل‌هایشان است برمی‌کنیم؛ برادرانه بر تخت‌ها مقابل یکدیگرند.

۴۸

لا يَمَسُّهُم فيها نَصَبٌ وَما هُم مِنها بِمُخرَجينَ

در آنجا نه رنجى به آنان مى‌رسد و نه از آنجا بیرون رانده مى‌شوند.

۴۹

۞ نَبِّئ عِبادى أَنّى أَنَا الغَفورُ الرَّحيمُ

[ای پیامبر،] به بندگانم خبر بده که من آمرزندۀ مهربانم.

۵۰

وَأَنَّ عَذابى هُوَ العَذابُ الأَليمُ

و اینکه عذاب من، عذابی دردناک است.

۵۱

وَنَبِّئهُم عَن ضَيفِ إِبرٰهيمَ

و از مهمانان ابراهیم [نیز] به آنان خبر بده.

۵۲

إِذ دَخَلوا عَلَيهِ فَقالوا سَلٰمًا قالَ إِنّا مِنكُم وَجِلونَ

هنگامی که بر او وارد شدند، سلام گفتند؛ [اما چون دست به غذا نبردند، ابراهیم‌] گفت: «ما از شما هراسانیم».

۵۳

قالوا لا تَوجَل إِنّا نُبَشِّرُكَ بِغُلٰمٍ عَليمٍ

آنان گفتند: «نترس؛ ما تو را به پسری دانا مژده می‌دهیم».

۵۴

قالَ أَبَشَّرتُمونى عَلىٰ أَن مَسَّنِىَ الكِبَرُ فَبِمَ تُبَشِّرونَ

[ابراهیم] گفت: «آیا با اینكه سالخورده شده‌ام مژده[ی تولد فرزند] به من مى‌دهید؟ به چه [دلیل اینچنین] بشارت مى‌دهید؟»

۵۵

قالوا بَشَّرنٰكَ بِالحَقِّ فَلا تَكُن مِنَ القٰنِطينَ

آنان گفتند: «ما تو را به درستی بشارت دادیم؛ پس ناامید نباش».

۵۶

قالَ وَمَن يَقنَطُ مِن رَحمَةِ رَبِّهِ إِلَّا الضّالّونَ

[ابراهیم] گفت: «و جز گمراهان، چه کسی از رحمتِ پروردگارش ناامید می‌گردد؟»

۵۷

قالَ فَما خَطبُكُم أَيُّهَا المُرسَلونَ

[آنگاه به فرشتگان] گفت: «اى فرستادگان، كار [و مأموریت دیگر] شما چیست؟»

۵۸

قالوا إِنّا أُرسِلنا إِلىٰ قَومٍ مُجرِمينَ

آنان گفتند: «در حقیقت، ما به سوی قوم گنهکار [لوط] فرستاده شده‌ایم [تا هلاکشان کنیم].

۵۹

إِلّا ءالَ لوطٍ إِنّا لَمُنَجّوهُم أَجمَعينَ

مگر خانوادۀ لوط که ما یقیناً همۀ آنان را نجات خواهیم داد.

۶۰

إِلَّا امرَأَتَهُ قَدَّرنا ۙ إِنَّها لَمِنَ الغٰبِرينَ

جز همسرش که مقدر کرده‌ایم از بازماندگان [در عذاب] باشد».

۶۱

فَلَمّا جاءَ ءالَ لوطٍ المُرسَلونَ

هنگامی‌ که فرستادگان [الله به شکل انسان] نزد خاندان لوط آمدند،

۶۲

قالَ إِنَّكُم قَومٌ مُنكَرونَ

[لوط] گفت: «شما گروهی ناشناس هستید».

۶۳

قالوا بَل جِئنٰكَ بِما كانوا فيهِ يَمتَرونَ

[فرشتگان] گفتند: «بلکه ما همان چیزی را برایت آورده‌ایم كه [این مردم گناهکار] درباره‌اش تردید مى‌كردند [= نزول عذاب].

۶۴

وَأَتَينٰكَ بِالحَقِّ وَإِنّا لَصٰدِقونَ

و ما برایت [خبرِ حقیقی و] راست آورده‌ایم و قطعاً ما راستگوییم.

۶۵

فَأَسرِ بِأَهلِكَ بِقِطعٍ مِنَ الَّيلِ وَاتَّبِع أَدبٰرَهُم وَلا يَلتَفِت مِنكُم أَحَدٌ وَامضوا حَيثُ تُؤمَرونَ

پس پاسی از شب [که گذشت] خانواده‌ات را [از این جا] ببر و [خودت] به دنبالشان برو؛ و هیچ‌یک از شما [نباید] پشت سرش را نگاه کند و به جایی که به شما فرمان می‌دهند بروید».

۶۶

وَقَضَينا إِلَيهِ ذٰلِكَ الأَمرَ أَنَّ دابِرَ هٰؤُلاءِ مَقطوعٌ مُصبِحينَ

و ما او [= لوط] را از این امر آگاه كردیم که صبحگاهان ریشۀ آنان برکنده خواهد شد.

۶۷

وَجاءَ أَهلُ المَدينَةِ يَستَبشِرونَ

و اهالی شهر، در حالی که [دربارۀ آمدن افراد جدید] با شادی‌ [به یکدیگر] خبر می‌دادند [به سوی خانۀ لوط] آمدند.

۶۸

قالَ إِنَّ هٰؤُلاءِ ضَيفى فَلا تَفضَحونِ

[لوط] گفت: «اینها مهمانان من هستند؛ پس مرا رسوا [و شرمندۀ مهمانانم] نکنید،

۶۹

وَاتَّقُوا اللَّهَ وَلا تُخزونِ

و از الله بترسید و سرشکسته‌ام نسازید».

۷۰

قالوا أَوَلَم نَنهَكَ عَنِ العٰلَمينَ

[آنان] گفتند: «مگر ما تو را از [میزبانیِ] افراد [بیگانه] نهی نکردیم؟»

۷۱

قالَ هٰؤُلاءِ بَناتى إِن كُنتُم فٰعِلينَ

[لوط] گفت: «اگر مى‌خواهید [كارى حلال‌] انجام دهید، اینها دختران [قوم] من هستند؛ [با آنها ازدواج كنید]».

۷۲

لَعَمرُكَ إِنَّهُم لَفى سَكرَتِهِم يَعمَهونَ

سوگند به جان تو [ای پیامبر] که آنان در مستیِ خویش سرگشته بودند.

۷۳

فَأَخَذَتهُمُ الصَّيحَةُ مُشرِقينَ

پس هنگام برآمدنِ آفتاب، بانگ [مرگبار] آنان را فراگرفت.

۷۴

فَجَعَلنا عٰلِيَها سافِلَها وَأَمطَرنا عَلَيهِم حِجارَةً مِن سِجّيلٍ

آنگاه آن [سرزمین] را زیر و رو کردیم و سنگ‌گل‌هایی پیاپی بر آنان باریدیم.

۷۵

إِنَّ فى ذٰلِكَ لَءايٰتٍ لِلمُتَوَسِّمينَ

به یقین، در این [كیفر،] براى هوشیاران عبرت‌هاست.

۷۶

وَإِنَّها لَبِسَبيلٍ مُقيمٍ

و [آثار] آن [شهرهای ویرانه، هنوز] بر سر راه [مسافران] پابرجاست.

۷۷

إِنَّ فى ذٰلِكَ لَءايَةً لِلمُؤمِنينَ

یقیناً در این [عذاب،] نشانه‌ای برای [عبرت گرفتنِ] مؤمنان است.

۷۸

وَإِن كانَ أَصحٰبُ الأَيكَةِ لَظٰلِمينَ

و اصحاب اَیکه [= قوم شعیب] قطعاً ستمکار بودند.

۷۹

فَانتَقَمنا مِنهُم وَإِنَّهُما لَبِإِمامٍ مُبينٍ

[ما] از آنان انتقام گرفتیم و [شهرهای ویران‌شدۀ] این دو [قوم،] بر سر راه آشکار است.

۸۰

وَلَقَد كَذَّبَ أَصحٰبُ الحِجرِ المُرسَلينَ

و بی‌تردید، اهل حِجر [= قوم ثمود] پیامبران را دروغگو انگاشتند.

۸۱

وَءاتَينٰهُم ءايٰتِنا فَكانوا عَنها مُعرِضينَ

و [ما معجزات و] نشانه‌های خود را به آنان دادیم، و[لی] از آنها رویگردان شدند.

۸۲

وَكانوا يَنحِتونَ مِنَ الجِبالِ بُيوتًا ءامِنينَ

و از کوه‌ها خانه‌هایی [برای خود] می‌تراشیدند که در امان بمانند.

۸۳

فَأَخَذَتهُمُ الصَّيحَةُ مُصبِحينَ

پس صبحگاهان بانگ [مرگبار] آنان را فراگرفت.

۸۴

فَما أَغنىٰ عَنهُم ما كانوا يَكسِبونَ

و آنچه [از اموال و خانه‌های محکم] به دست آورده بودند، سودی به حالشان نداشت [و عذاب الهی را دفع نکرد].

۸۵

وَما خَلَقنَا السَّمٰوٰتِ وَالأَرضَ وَما بَينَهُما إِلّا بِالحَقِّ ۗ وَإِنَّ السّاعَةَ لَءاتِيَةٌ ۖ فَاصفَحِ الصَّفحَ الجَميلَ

و ما آسمان‌ها و زمین و آنچه را که میان آنهاست جز به‌حق نیافریده‌ایم؛ و قیامت قطعاً آمدنی است؛ پس [ای پیامبر، از کافران‌] به نیکویی گذشت کن.

۸۶

إِنَّ رَبَّكَ هُوَ الخَلّٰقُ العَليمُ

بی‌تردید، پروردگارت همان آفریدگارِ داناست.

۸۷

وَلَقَد ءاتَينٰكَ سَبعًا مِنَ المَثانى وَالقُرءانَ العَظيمَ

و به راستی، ما به تو «سبعُ المثانی» [= سورۀ فاتحه] و قرآن بزرگ را دادیم.

۸۸

لا تَمُدَّنَّ عَينَيكَ إِلىٰ ما مَتَّعنا بِهِ أَزوٰجًا مِنهُم وَلا تَحزَن عَلَيهِم وَاخفِض جَناحَكَ لِلمُؤمِنينَ

[بنابراین،] هرگز به آنچه [از نعمت‌های دنیوی] که گروه‌هایی از آنان [= کافران] را بهره‌مند کرده‌ایم چشم ندوز و به خاطر [ناسپاسی و شرکِ] آنان اندوهگین نباش و با مؤمنان فروتنی کن.

۸۹

وَقُل إِنّى أَنَا النَّذيرُ المُبينُ

و بگو: «به راستی که من همان بیم‌دهندۀ آشکارم».

۹۰

كَما أَنزَلنا عَلَى المُقتَسِمينَ

[و آنان را از عذاب بترسان] همان گونه که [آن را] بر تقسیم‌کنندگان [آیات الهی] فرستادیم؛

۹۱

الَّذينَ جَعَلُوا القُرءانَ عِضينَ

همان کسانی كه قرآن را بخش بخش کردند [و آن را شعر، سحر، کذب، و اساطیر ‌نامیدند].

۹۲

فَوَرَبِّكَ لَنَسـَٔلَنَّهُم أَجمَعينَ

سوگند به پروردگارت، قطعاً [در قیامت] از همۀ آنان سؤال خواهیم کرد،

۹۳

عَمّا كانوا يَعمَلونَ

از آنچه می‌کردند.

۹۴

فَاصدَع بِما تُؤمَرُ وَأَعرِض عَنِ المُشرِكينَ

پس [ای پیامبر،] آنچه [را که از سوی الله] دستور یافته‌ای، آشکار کن و از مشرکان روی بگردان‌.

۹۵

إِنّا كَفَينٰكَ المُستَهزِءينَ

بی‌تردید، ما [شرّ] مسخره‌کنندگان را از تو دور می‌کنیم.

۹۶

الَّذينَ يَجعَلونَ مَعَ اللَّهِ إِلٰهًا ءاخَرَ ۚ فَسَوفَ يَعلَمونَ

همان کسانی که [برای خود،] با الله، معبود دیگری قرار می‌دهند؛ پس به زودی [نتیجۀ شرکِ خویش را] خواهند دانست.

۹۷

وَلَقَد نَعلَمُ أَنَّكَ يَضيقُ صَدرُكَ بِما يَقولونَ

و [ای پیامبر،] یقیناً ما می‌دانیم که تو از آنچه آنان [= کافران] می‌گویند آزرده‌خاطر می‌گردی.

۹۸

فَسَبِّح بِحَمدِ رَبِّكَ وَكُن مِنَ السّٰجِدينَ

پس به ستایش پروردگارت تسبیح بگو و از سجده‌کنندگان باش.

۹۹

وَاعبُد رَبَّكَ حَتّىٰ يَأتِيَكَ اليَقينُ

و تا هنگامی‌ که مرگت فرامی‌رسد پروردگارت را عبادت کن.