الأنبياء

۱۱۲ آیه

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ

جزء ۱۷
۱

اقتَرَبَ لِلنّاسِ حِسابُهُم وَهُم فى غَفلَةٍ مُعرِضونَ

به نام خداوند بخشنده مهربان. - زمان حساب دادن اين مردم نزديك شده و آنها در بى‌خبرى‌ هم چنان روى گردانند .

۲

ما يَأتيهِم مِن ذِكرٍ مِن رَبِّهِم مُحدَثٍ إِلَّا استَمَعوهُ وَهُم يَلعَبونَ

هيچ پند تازه‌اى از پروردگارشان به سويشان نيايد مگر آنكه به عنوان استهزاء به آن گوش فرا دهند .

۳

لاهِيَةً قُلوبُهُم ۗ وَأَسَرُّوا النَّجوَى الَّذينَ ظَلَموا هَل هٰذا إِلّا بَشَرٌ مِثلُكُم ۖ أَفَتَأتونَ السِّحرَ وَأَنتُم تُبصِرونَ

دلهايشان مشغول و سرگرم ماديات است و آنان كه ستمگرند اين راز خود را نهانى گويند كه آيا اين جز بشرى مثل شما است؟ چرا شما با دو چشم بينا به جادو رو مى‌كنيد! .

۴

قالَ رَبّى يَعلَمُ القَولَ فِى السَّماءِ وَالأَرضِ ۖ وَهُوَ السَّميعُ العَليمُ

بگو پروردگار من در آسمان و زمين همه گفتارها را مى‌داند و او شنوا و دانا است .

۵

بَل قالوا أَضغٰثُ أَحلٰمٍ بَلِ افتَرىٰهُ بَل هُوَ شاعِرٌ فَليَأتِنا بِـٔايَةٍ كَما أُرسِلَ الأَوَّلونَ

نه تنها آن را جادو مى‌خوانند بلكه پندارهاى مشوش و بلكه از اين هم بدتر، آن را تزوير و افتراء مى‌نامند، و بلكه او را شاعر خيال‌پرداز معرفى مى‌كنند و مى‌گويند اگر شاعر نيست پس معجزه‌اى نظير معجزه گذشتگان براى ما بياورد .

۶

ما ءامَنَت قَبلَهُم مِن قَريَةٍ أَهلَكنٰها ۖ أَفَهُم يُؤمِنونَ

پيش از ايشان هيچ فرقه‌اى كه هلاكش كرديم به معجزه‌ها ايمان نياورده بود اينان چگونه ايمان مى‌آورند؟ .

۷

وَما أَرسَلنا قَبلَكَ إِلّا رِجالًا نوحى إِلَيهِم ۖ فَسـَٔلوا أَهلَ الذِّكرِ إِن كُنتُم لا تَعلَمونَ

ما پيش از تو مردانى نفرستاده‌ايم مگر اينكه به آنها وحى مى‌كرده‌ايم اگر خودتان نمى‌دانيد از اهل كتاب بپرسيد .

۸

وَما جَعَلنٰهُم جَسَدًا لا يَأكُلونَ الطَّعامَ وَما كانوا خٰلِدينَ

ما پيغمبران را پيكرهايى كه غذا نخورند و جاودان بمانند قرار نداديم .

۹

ثُمَّ صَدَقنٰهُمُ الوَعدَ فَأَنجَينٰهُم وَمَن نَشاءُ وَأَهلَكنَا المُسرِفينَ

آن گاه وعده خويش را با آنان وفا كرديم، آنها و هر كه را خواستيم نجاتشان داديم و افراطكاران را هلاك كرديم .

۱۰

لَقَد أَنزَلنا إِلَيكُم كِتٰبًا فيهِ ذِكرُكُم ۖ أَفَلا تَعقِلونَ

به شما كتابى نازل كرده‌ايم كه يادبود شما در آن است چرا نمى‌فهميد .

۱۱

وَكَم قَصَمنا مِن قَريَةٍ كانَت ظالِمَةً وَأَنشَأنا بَعدَها قَومًا ءاخَرينَ

چه بسيار مناطق آباد ستمگرى را در هم شكستيم و از پس آن گروهى ديگر پديد آورديم .

۱۲

فَلَمّا أَحَسّوا بَأسَنا إِذا هُم مِنها يَركُضونَ

و چون صلابت ما را احساس كردند از آن گريزان شدند .

۱۳

لا تَركُضوا وَارجِعوا إِلىٰ ما أُترِفتُم فيهِ وَمَسٰكِنِكُم لَعَلَّكُم تُسـَٔلونَ

(به ايشان گفتيم) نگريزيد به سوى لذتها و مسكنهاى خويش باز گرديد شايد سراغ شما را بگيرند .

۱۴

قالوا يٰوَيلَنا إِنّا كُنّا ظٰلِمينَ

گفتند: اى واى بر ما كه ستمگر بوده‌ايم .

۱۵

فَما زالَت تِلكَ دَعوىٰهُم حَتّىٰ جَعَلنٰهُم حَصيدًا خٰمِدينَ

ادعايشان همواره همين بود تا آنكه ريشه آنها را قطع كرديم و خاموششان ساختيم .

۱۶

وَما خَلَقنَا السَّماءَ وَالأَرضَ وَما بَينَهُما لٰعِبينَ

آسمانها و زمين و هر چه را كه ميان آن دو است به بازى نيافريده‌ايم .

۱۷

لَو أَرَدنا أَن نَتَّخِذَ لَهوًا لَاتَّخَذنٰهُ مِن لَدُنّا إِن كُنّا فٰعِلينَ

اگر بازى‌گر بوديم و مى‌خواستيم بازيچه‌اى بگيريم آن را از نزد خويش مى‌گرفتيم .

۱۸

بَل نَقذِفُ بِالحَقِّ عَلَى البٰطِلِ فَيَدمَغُهُ فَإِذا هُوَ زاهِقٌ ۚ وَلَكُمُ الوَيلُ مِمّا تَصِفونَ

نه اينطور نيست، بلكه حق را به روى باطل مى‌كوبيم تا درهمش بشكند و يكباره نابود شود، واى بر شما از اين وصف كه مى‌كنيد .

۱۹

وَلَهُ مَن فِى السَّمٰوٰتِ وَالأَرضِ ۚ وَمَن عِندَهُ لا يَستَكبِرونَ عَن عِبادَتِهِ وَلا يَستَحسِرونَ

هر كه در آسمانها و زمين است متعلق به او است، فرشتگان كه نزد او هستند از عبادتش استكبار نمى‌كنند و خسته نمى‌شوند .

۲۰

يُسَبِّحونَ الَّيلَ وَالنَّهارَ لا يَفتُرونَ

شب و روز تسبيح مى‌گويند و سستى به خود راه نمى‌دهند .

۲۱

أَمِ اتَّخَذوا ءالِهَةً مِنَ الأَرضِ هُم يُنشِرونَ

آيا از زمين خدايانى گرفته‌ايد كه حيات دوباره مى‌دهد .

۲۲

لَو كانَ فيهِما ءالِهَةٌ إِلَّا اللَّهُ لَفَسَدَتا ۚ فَسُبحٰنَ اللَّهِ رَبِّ العَرشِ عَمّا يَصِفونَ

اگر در آسمان و زمين خدايانى جز خداى يكتا بود تباه مى‌شدند، پروردگار عرش از آنچه وصف مى‌كنند منزه است .

۲۳

لا يُسـَٔلُ عَمّا يَفعَلُ وَهُم يُسـَٔلونَ

خدا از آنچه مى‌كند بازخواست نمى‌شود ولى آنان بازخواست خواهند شد .

۲۴

أَمِ اتَّخَذوا مِن دونِهِ ءالِهَةً ۖ قُل هاتوا بُرهٰنَكُم ۖ هٰذا ذِكرُ مَن مَعِىَ وَذِكرُ مَن قَبلى ۗ بَل أَكثَرُهُم لا يَعلَمونَ الحَقَّ ۖ فَهُم مُعرِضونَ

آيا آنها جز او خدايانى گرفته‌اند؟ بگو برهان خويش را بياوريد اينك اين كتاب اصحاب من و اين كتاب اسلاف من (نه هيچ برهانى ندارند) بلكه بيشترشان حقيقت را نمى‌دانند و خود اعراض‌گرانند .

۲۵

وَما أَرسَلنا مِن قَبلِكَ مِن رَسولٍ إِلّا نوحى إِلَيهِ أَنَّهُ لا إِلٰهَ إِلّا أَنا۠ فَاعبُدونِ

پيش از تو هيچ پيغمبرى نفرستاديم مگر آنكه به او وحى كرديم كه خدايى به جز من نيست پس تنها مرا عبادت كنيد .

۲۶

وَقالُوا اتَّخَذَ الرَّحمٰنُ وَلَدًا ۗ سُبحٰنَهُ ۚ بَل عِبادٌ مُكرَمونَ

گفتند: خداى رحمان فرزندى براى خود برگزيده ولى او منزه (از داشتن فرزند) است و اينها (فرشتگان پسران وى نيستند بلكه) بندگان شايسته هستند .

۲۷

لا يَسبِقونَهُ بِالقَولِ وَهُم بِأَمرِهِ يَعمَلونَ

كه هرگز در گفتار از خدا پيشى نمى‌گيرند و به فرمان او كار مى‌كنند .

۲۸

يَعلَمُ ما بَينَ أَيديهِم وَما خَلفَهُم وَلا يَشفَعونَ إِلّا لِمَنِ ارتَضىٰ وَهُم مِن خَشيَتِهِ مُشفِقونَ

هر چه جلو رويشان هست و هر چه پشت سرشان مى‌باشد مى‌داند و شفاعت جز براى آنكه خدا رضايت دهد نمى‌كنند و از ترس لرزانند .

۲۹

۞ وَمَن يَقُل مِنهُم إِنّى إِلٰهٌ مِن دونِهِ فَذٰلِكَ نَجزيهِ جَهَنَّمَ ۚ كَذٰلِكَ نَجزِى الظّٰلِمينَ

هر كه از آنان بگويد: من خدايى به جز خدا هستم به همين جرم جهنم را سزايش خواهيم داد، و همه ستمگران را چنين سزا مى‌دهيم .

۳۰

أَوَلَم يَرَ الَّذينَ كَفَروا أَنَّ السَّمٰوٰتِ وَالأَرضَ كانَتا رَتقًا فَفَتَقنٰهُما ۖ وَجَعَلنا مِنَ الماءِ كُلَّ شَيءٍ حَىٍّ ۖ أَفَلا يُؤمِنونَ

آيا كسانى كه كافرند نمى‌دانند كه آسمانها و زمين پيوسته بود و ما از هم بازشان كرديم و هر چيز زنده‌اى را از آب آفريديم پس چرا ايمان نمى‌آورند؟ .

۳۱

وَجَعَلنا فِى الأَرضِ رَوٰسِىَ أَن تَميدَ بِهِم وَجَعَلنا فيها فِجاجًا سُبُلًا لَعَلَّهُم يَهتَدونَ

و در زمين كوه‌هاى ثابت و استوار نهاديم تا شما را نلرزاند و نيز در زمين دره‌ها و راهها قرار داديم تا ايشان هدايت شوند .

۳۲

وَجَعَلنَا السَّماءَ سَقفًا مَحفوظًا ۖ وَهُم عَن ءايٰتِها مُعرِضونَ

آسمان را سقفى محفوظ كرديم ولى آنها از عبرتهاى آسمان روى گردانند .

۳۳

وَهُوَ الَّذى خَلَقَ الَّيلَ وَالنَّهارَ وَالشَّمسَ وَالقَمَرَ ۖ كُلٌّ فى فَلَكٍ يَسبَحونَ

اوست كه شب و روز را آفريد و آفتاب و ماه را خلق كرد كه هر يك در مدارى شناورند .

۳۴

وَما جَعَلنا لِبَشَرٍ مِن قَبلِكَ الخُلدَ ۖ أَفَإِي۟ن مِتَّ فَهُمُ الخٰلِدونَ

ما پيش از تو به هيچ انسانى زندگى جاويدان نداديم، چگونه ممكن است تو بميرى و مخالفانت جاويدان باشند؟! .

۳۵

كُلُّ نَفسٍ ذائِقَةُ المَوتِ ۗ وَنَبلوكُم بِالشَّرِّ وَالخَيرِ فِتنَةً ۖ وَإِلَينا تُرجَعونَ

همه اشخاص مردنى هستند، و ما شما را براى امتحان دچار خير و شر مى‌كنيم و شما به سوى ما بازگشت خواهيد كرد .

۳۶

وَإِذا رَءاكَ الَّذينَ كَفَروا إِن يَتَّخِذونَكَ إِلّا هُزُوًا أَهٰذَا الَّذى يَذكُرُ ءالِهَتَكُم وَهُم بِذِكرِ الرَّحمٰنِ هُم كٰفِرونَ

و چون كفار تو را ببينند به جز مسخره‌ات نگيرند، (مى‌گويند): آيا اين است كه خدايتان را (به زشتى) ياد مى‌كند، و آنان خودشان قرآن را كه ياد آورنده خداى رحمان است منكرند .

۳۷

خُلِقَ الإِنسٰنُ مِن عَجَلٍ ۚ سَأُو۟ريكُم ءايٰتى فَلا تَستَعجِلونِ

انسان از شتاب خلق شده، و شما در ديدن آيات من عجله مكنيد كه به زودى آياتم را نشانتان مى‌دهم .

۳۸

وَيَقولونَ مَتىٰ هٰذَا الوَعدُ إِن كُنتُم صٰدِقينَ

گويند: اگر راست مى‌گويى اين وعده كى مى‌رسد؟ .

۳۹

لَو يَعلَمُ الَّذينَ كَفَروا حينَ لا يَكُفّونَ عَن وُجوهِهِمُ النّارَ وَلا عَن ظُهورِهِم وَلا هُم يُنصَرونَ

اگر كسانى كه كافرند از آن موقع كه آتش را از چهره‌ها و پيشانى‌هاى خويش باز نتوانند داشت و يارى نخواهند شد خبر مى‌داشتند (وقوع آن را به شتاب نمى‌خواستند) .

۴۰

بَل تَأتيهِم بَغتَةً فَتَبهَتُهُم فَلا يَستَطيعونَ رَدَّها وَلا هُم يُنظَرونَ

ولى قيامت ناگهان به سراغشان مى‌آيد و مبهوتشان مى‌كند آن چنان كه توانايى بر دفع آن ندارند و به آنها مهلت داده نمى‌شود .

۴۱

وَلَقَدِ استُهزِئَ بِرُسُلٍ مِن قَبلِكَ فَحاقَ بِالَّذينَ سَخِروا مِنهُم ما كانوا بِهِ يَستَهزِءونَ

پيش از تو نيز پيغمبرانى استهزاء شدند و بر آن كسانى كه تمسخرشان كرده بودند عذابى كه به استهزاى آن مى‌پرداختند وقوع يافت .

۴۲

قُل مَن يَكلَؤُكُم بِالَّيلِ وَالنَّهارِ مِنَ الرَّحمٰنِ ۗ بَل هُم عَن ذِكرِ رَبِّهِم مُعرِضونَ

بگو چه كسى شب و روز از عذاب خداى رحمان نگاهتان مى‌دارد؟ ولى آنان از ياد كردن پروردگارشان روى گردانند .

۴۳

أَم لَهُم ءالِهَةٌ تَمنَعُهُم مِن دونِنا ۚ لا يَستَطيعونَ نَصرَ أَنفُسِهِم وَلا هُم مِنّا يُصحَبونَ

مگر خدايانى غير ما دارند كه حفظشان كنند. آنها نتوانند خودشان را يارى كنند و از جانب ما نيز همراهى نشوند .

۴۴

بَل مَتَّعنا هٰؤُلاءِ وَءاباءَهُم حَتّىٰ طالَ عَلَيهِمُ العُمُرُ ۗ أَفَلا يَرَونَ أَنّا نَأتِى الأَرضَ نَنقُصُها مِن أَطرافِها ۚ أَفَهُمُ الغٰلِبونَ

اينان و پدرانشان را برخوردار كرديم تا عمرهايشان دراز شد مگر نمى‌بينند كه ما داريم اين سرزمين را از طرف آن نقصان مى‌دهيم پس چگونه ايشان غالب‌اند .

۴۵

قُل إِنَّما أُنذِرُكُم بِالوَحىِ ۚ وَلا يَسمَعُ الصُّمُّ الدُّعاءَ إِذا ما يُنذَرونَ

بگو من فقط شما را به وحى بيم مى‌دهم و كران چون بيم داده شوند دعوت را نشنوند .

۴۶

وَلَئِن مَسَّتهُم نَفحَةٌ مِن عَذابِ رَبِّكَ لَيَقولُنَّ يٰوَيلَنا إِنّا كُنّا ظٰلِمينَ

اگر شمه‌اى از عذاب پروردگارت به ايشان رسد گويند: اى واى بر ما كه همگى ستمگر بوده‌ايم .

۴۷

وَنَضَعُ المَوٰزينَ القِسطَ لِيَومِ القِيٰمَةِ فَلا تُظلَمُ نَفسٌ شَيـًٔا ۖ وَإِن كانَ مِثقالَ حَبَّةٍ مِن خَردَلٍ أَتَينا بِها ۗ وَكَفىٰ بِنا حٰسِبينَ

روز رستاخيز ترازوهاى درست و ميزان نصب كنيم و كسى به هيچ وجه ستم نبيند و اگر هم وزن‌ دانه خردلى (كار نيك و بد) باشد آن را به حساب بياوريم كه ما براى حسابگرى كافى هستيم .

۴۸

وَلَقَد ءاتَينا موسىٰ وَهٰرونَ الفُرقانَ وَضِياءً وَذِكرًا لِلمُتَّقينَ

ما به موسى و هارون فرقان داديم (وسيله جدا كردن حق از باطل) با نور و آنچه مايه يادآورى براى پرهيزكاران است .

۴۹

الَّذينَ يَخشَونَ رَبَّهُم بِالغَيبِ وَهُم مِنَ السّاعَةِ مُشفِقونَ

همان كسانى كه از پروردگار خويش در غيب مى‌ترسند و خود از روز رستاخيز هراسانند .

۵۰

وَهٰذا ذِكرٌ مُبارَكٌ أَنزَلنٰهُ ۚ أَفَأَنتُم لَهُ مُنكِرونَ

اين كتاب پر بركتى است كه نازلش كرده‌ايم چرا شما منكر آن هستيد .

۵۱

۞ وَلَقَد ءاتَينا إِبرٰهيمَ رُشدَهُ مِن قَبلُ وَكُنّا بِهِ عٰلِمينَ

و به تحقيق كه ما در گذشته به ابراهيم آن رشدى را كه مى‌توانست داشته باشد داديم و ما داناى حال او بوديم .

۵۲

إِذ قالَ لِأَبيهِ وَقَومِهِ ما هٰذِهِ التَّماثيلُ الَّتى أَنتُم لَها عٰكِفونَ

وقتى به پدر و به قومش گفت: اين تصويرها چيست كه به عبادت آنها كمر بسته‌ايد؟ .

۵۳

قالوا وَجَدنا ءاباءَنا لَها عٰبِدينَ

گفتند: پدران خويش را پرستشگر آنها يافتيم .

۵۴

قالَ لَقَد كُنتُم أَنتُم وَءاباؤُكُم فى ضَلٰلٍ مُبينٍ

گفت: شما با پدرانتان در ضلالتى آشكارا بوده‌ايد .

۵۵

قالوا أَجِئتَنا بِالحَقِّ أَم أَنتَ مِنَ اللّٰعِبينَ

گفتند آيا به حق سوى ما آمده‌اى يا تو نيز از بازيگرانى؟ .

۵۶

قالَ بَل رَبُّكُم رَبُّ السَّمٰوٰتِ وَالأَرضِ الَّذى فَطَرَهُنَّ وَأَنا۠ عَلىٰ ذٰلِكُم مِنَ الشّٰهِدينَ

گفت: نه، بلكه پروردگارتان پروردگار آسمانها و زمين است كه ايجادشان كرده است و من بر اين مطالب گواهى مى‌دهم .

۵۷

وَتَاللَّهِ لَأَكيدَنَّ أَصنٰمَكُم بَعدَ أَن تُوَلّوا مُدبِرينَ

به خدا سوگند پس از آنكه پشت كنيد و برويد، در كار بتهايتان حيله‌اى مى‌كنم .

۵۸

فَجَعَلَهُم جُذٰذًا إِلّا كَبيرًا لَهُم لَعَلَّهُم إِلَيهِ يَرجِعونَ

و بتان را قطعه قطعه كرد، مگر بزرگشان را شايد به او مراجعه كنند .

۵۹

قالوا مَن فَعَلَ هٰذا بِـٔالِهَتِنا إِنَّهُ لَمِنَ الظّٰلِمينَ

گفتند: چه كسى با خدايان ما چنين كرده كه هر كه بوده از ستمگران بوده است .

۶۰

قالوا سَمِعنا فَتًى يَذكُرُهُم يُقالُ لَهُ إِبرٰهيمُ

گفتند شنيديم جوانى هست كه ابراهيمش نامند و او بتها را به بدى ياد مى‌كند .

۶۱

قالوا فَأتوا بِهِ عَلىٰ أَعيُنِ النّاسِ لَعَلَّهُم يَشهَدونَ

گفتند: او را به محضر مردمان بياوريد شايد گواهى دهند .

۶۲

قالوا ءَأَنتَ فَعَلتَ هٰذا بِـٔالِهَتِنا يٰإِبرٰهيمُ

گفتند: اى ابراهيم آيا تو با خدايان ما چنين كرده‌اى؟ .

۶۳

قالَ بَل فَعَلَهُ كَبيرُهُم هٰذا فَسـَٔلوهُم إِن كانوا يَنطِقونَ

گفت: بلكه اين بزرگشان چنين كرده است ببينيد اگر مى‌توانند سخن گويند از خودشان بپرسيد .

۶۴

فَرَجَعوا إِلىٰ أَنفُسِهِم فَقالوا إِنَّكُم أَنتُمُ الظّٰلِمونَ

در اين هنگام مردم به ضميرهاى خويش مراجعه كردند و گفتند: شما خودتان ستمگرانيد .

۶۵

ثُمَّ نُكِسوا عَلىٰ رُءوسِهِم لَقَد عَلِمتَ ما هٰؤُلاءِ يَنطِقونَ

سپس سر به زير انداختند و گفتند: تو كه مى‌دانى كه اينان سخن نتوانند گفت .

۶۶

قالَ أَفَتَعبُدونَ مِن دونِ اللَّهِ ما لا يَنفَعُكُم شَيـًٔا وَلا يَضُرُّكُم

گفت: پس چرا غير خدا چيزى را كه به هيچ وجه سودتان ندهد و زيان نرساند پرستش مى‌كنيد؟ .

۶۷

أُفٍّ لَكُم وَلِما تَعبُدونَ مِن دونِ اللَّهِ ۖ أَفَلا تَعقِلونَ

قباحت بر شما و بر آنچه غير از خدا مى‌پرستيد، چرا به كار خود نمى‌انديشيد؟ .

۶۸

قالوا حَرِّقوهُ وَانصُروا ءالِهَتَكُم إِن كُنتُم فٰعِلينَ

گفتند: اگر اهل عمل هستيد بايد وى را بسوزانيد و خدايانتان را يارى كنيد .

۶۹

قُلنا يٰنارُ كونى بَردًا وَسَلٰمًا عَلىٰ إِبرٰهيمَ

گفتيم: اى آتش بر ابراهيم خنك و سالم باش .

۷۰

وَأَرادوا بِهِ كَيدًا فَجَعَلنٰهُمُ الأَخسَرينَ

در باره او قصد نيرنگى كردند و ما خود آنان را زيانكار كرديم .

۷۱

وَنَجَّينٰهُ وَلوطًا إِلَى الأَرضِ الَّتى بٰرَكنا فيها لِلعٰلَمينَ

او و لوط را با مهاجرت به سرزمينى كه در آنجا براى همه جهانيان بركت نهاده‌ايم نجات داديم .

۷۲

وَوَهَبنا لَهُ إِسحٰقَ وَيَعقوبَ نافِلَةً ۖ وَكُلًّا جَعَلنا صٰلِحينَ

و اسحاق و يعقوب را اضافه به او بخشيديم و همه را مردانى صالح قرار داديم .

۷۳

وَجَعَلنٰهُم أَئِمَّةً يَهدونَ بِأَمرِنا وَأَوحَينا إِلَيهِم فِعلَ الخَيرٰتِ وَإِقامَ الصَّلوٰةِ وَإيتاءَ الزَّكوٰةِ ۖ وَكانوا لَنا عٰبِدينَ

و آنان را پيشوايان نموديم تا به فرمان ما رهبرى كنند، و انجام كارهاى نيك و نماز و زكات دادن را به آنان وحى كرديم و همه پرستندگان بودند .

۷۴

وَلوطًا ءاتَينٰهُ حُكمًا وَعِلمًا وَنَجَّينٰهُ مِنَ القَريَةِ الَّتى كانَت تَعمَلُ الخَبٰئِثَ ۗ إِنَّهُم كانوا قَومَ سَوءٍ فٰسِقينَ

و لوط را فرزانگى و دانش داديم و از آن دهكده كه كارهاى پليد مى‌كردند نجاتش داديم كه آنان گروهى عصيان پيشه بودند .

۷۵

وَأَدخَلنٰهُ فى رَحمَتِنا ۖ إِنَّهُ مِنَ الصّٰلِحينَ

و او را به رحمت خويش در آورديم كه وى از شايستگان بود .

۷۶

وَنوحًا إِذ نادىٰ مِن قَبلُ فَاستَجَبنا لَهُ فَنَجَّينٰهُ وَأَهلَهُ مِنَ الكَربِ العَظيمِ

و پيش از آن نوح را (به ياد آر) وقتى كه ندا داد و اجابتش كرديم و او را با كسانش از محنت بزرگى نجات داديم .

۷۷

وَنَصَرنٰهُ مِنَ القَومِ الَّذينَ كَذَّبوا بِـٔايٰتِنا ۚ إِنَّهُم كانوا قَومَ سَوءٍ فَأَغرَقنٰهُم أَجمَعينَ

و در قبال قومى كه آيه‌هاى ما را تكذيب مى‌كردند يارى كرديم كه آنان قومى بد بودند و همگيشان را غرق كرديم .

۷۸

وَداوۥدَ وَسُلَيمٰنَ إِذ يَحكُمانِ فِى الحَرثِ إِذ نَفَشَت فيهِ غَنَمُ القَومِ وَكُنّا لِحُكمِهِم شٰهِدينَ

و داوود و سليمان را به ياد آر آن لحظه كه در كار زراعتى كه گوسفندان قوم شبانه در آن چريدند داورى مى‌كردند و ما گواه داورى كردنشان بوديم .

۷۹

فَفَهَّمنٰها سُلَيمٰنَ ۚ وَكُلًّا ءاتَينا حُكمًا وَعِلمًا ۚ وَسَخَّرنا مَعَ داوۥدَ الجِبالَ يُسَبِّحنَ وَالطَّيرَ ۚ وَكُنّا فٰعِلينَ

و حكم حق را به سليمان فهمانديم و هر دو را فرزانگى و دانش داده بوديم و كوه‌ها را رام داوود كرديم كه (با او) تسبيح مى‌گفتند و پرندگان را نيز. آرى ما اين چنين كرديم .

۸۰

وَعَلَّمنٰهُ صَنعَةَ لَبوسٍ لَكُم لِتُحصِنَكُم مِن بَأسِكُم ۖ فَهَل أَنتُم شٰكِرونَ

و به سود شما ساختن زره را بدو تعليم داديم تا در جنگ شما را حفظ كند، آيا سپاس (اين نعمت‌ها) مى‌داريد؟ .

۸۱

وَلِسُلَيمٰنَ الرّيحَ عاصِفَةً تَجرى بِأَمرِهِ إِلَى الأَرضِ الَّتى بٰرَكنا فيها ۚ وَكُنّا بِكُلِّ شَيءٍ عٰلِمينَ

باد سركش را براى سليمان رام كرديم در نتيجه به فرمان وى به سرزمينى كه در آن بركت نهاده بوديم روان بود و ما به همه چيز داناييم .

۸۲

وَمِنَ الشَّيٰطينِ مَن يَغوصونَ لَهُ وَيَعمَلونَ عَمَلًا دونَ ذٰلِكَ ۖ وَكُنّا لَهُم حٰفِظينَ

و از ديوها افرادى را براى وى رام كرديم كه برايش غواصى و كارهايى غير آن كنند و ما نگهبانشان بوديم .

۸۳

۞ وَأَيّوبَ إِذ نادىٰ رَبَّهُ أَنّى مَسَّنِىَ الضُّرُّ وَأَنتَ أَرحَمُ الرّٰحِمينَ

و ايوب را ياد آر آن زمان كه پروردگارش را ندا داد كه به محنت دچارم و تو از هر رحيمى رحيم‌ترى .

۸۴

فَاستَجَبنا لَهُ فَكَشَفنا ما بِهِ مِن ضُرٍّ ۖ وَءاتَينٰهُ أَهلَهُ وَمِثلَهُم مَعَهُم رَحمَةً مِن عِندِنا وَذِكرىٰ لِلعٰبِدينَ

پس ما اجابتش كرديم و محنتى را كه داشت بر طرف ساخته كسانش را باز داديم در حالى كه به اضافه كسانش كسان ديگرى نظير آنان، با آنها بودند (يعنى اگر مثلا دو تا از فرزندانش هلاك شدند آن دو را با دو فرزند ديگر به او داديم) و اين رحمتى از ناحيه ما و اندرزى براى همه پرستشگران است .

۸۵

وَإِسمٰعيلَ وَإِدريسَ وَذَا الكِفلِ ۖ كُلٌّ مِنَ الصّٰبِرينَ

و اسماعيل و ادريس و ذو الكفل را ياد آر كه همه از صابران بودند .

۸۶

وَأَدخَلنٰهُم فى رَحمَتِنا ۖ إِنَّهُم مِنَ الصّٰلِحينَ

كه آنان را مشمول رحمت خود كرديم چون از شايستگان بودند .

۸۷

وَذَا النّونِ إِذ ذَهَبَ مُغٰضِبًا فَظَنَّ أَن لَن نَقدِرَ عَلَيهِ فَنادىٰ فِى الظُّلُمٰتِ أَن لا إِلٰهَ إِلّا أَنتَ سُبحٰنَكَ إِنّى كُنتُ مِنَ الظّٰلِمينَ

و ذو النون را ياد كن آن دم كه خشمناك برفت و گمان كرد بر او سخت نمى‌گيريم، پس از ظلمات ندا داد كه پروردگارا! خدايى جز تو نيست، تسبيح تو گويم كه من از ستمگران بودم .

۸۸

فَاستَجَبنا لَهُ وَنَجَّينٰهُ مِنَ الغَمِّ ۚ وَكَذٰلِكَ نُۨجِى المُؤمِنينَ

پس اجابتش كرديم و از تنگنا نجاتش داديم و مؤمنان را نيز چنين نجات مى‌دهيم .

۸۹

وَزَكَرِيّا إِذ نادىٰ رَبَّهُ رَبِّ لا تَذَرنى فَردًا وَأَنتَ خَيرُ الوٰرِثينَ

و زكريا را ياد كن آن دم كه پروردگار خويش را ندا داد، پروردگارا! مرا تنها مگذار كه تو از همه بازماندگان بهترى .

۹۰

فَاستَجَبنا لَهُ وَوَهَبنا لَهُ يَحيىٰ وَأَصلَحنا لَهُ زَوجَهُ ۚ إِنَّهُم كانوا يُسٰرِعونَ فِى الخَيرٰتِ وَيَدعونَنا رَغَبًا وَرَهَبًا ۖ وَكانوا لَنا خٰشِعينَ

پس اجابتش كرديم و يحيى را به او بخشيديم و همسرش را براى او شايسته كرديم چون آنان به كارهاى نيك همى شتافتند و ما را با اميد و بيم همى خواندند و در قبال ما فروتن و خاشع بودند .

۹۱

وَالَّتى أَحصَنَت فَرجَها فَنَفَخنا فيها مِن روحِنا وَجَعَلنٰها وَابنَها ءايَةً لِلعٰلَمينَ

و آن زن را به ياد آر كه عفت خويش نگه داشت و از روح خويش در او دميديم و او را با پسرش‌ براى جهانيان عبرتى قرار داديم .

۹۲

إِنَّ هٰذِهِ أُمَّتُكُم أُمَّةً وٰحِدَةً وَأَنا۠ رَبُّكُم فَاعبُدونِ

اين است آئين شما، آئينى واحد و من پروردگار شمايم پس تنها مرا بپرستيد

۹۳

وَتَقَطَّعوا أَمرَهُم بَينَهُم ۖ كُلٌّ إِلَينا رٰجِعونَ

و پاره پاره كردند دين خود را، همه به سوى ما باز مى‌گردند .

۹۴

فَمَن يَعمَل مِنَ الصّٰلِحٰتِ وَهُوَ مُؤمِنٌ فَلا كُفرانَ لِسَعيِهِ وَإِنّا لَهُ كٰتِبونَ

و هر كس اعمال شايسته كند و مؤمن باشد كوشش او بدون پاداش نماند و ما ثبت كننده مساعى او هستيم .

۹۵

وَحَرٰمٌ عَلىٰ قَريَةٍ أَهلَكنٰها أَنَّهُم لا يَرجِعونَ

بر هر دهكده كه هلاكشان كرديم مقرر كرديم كه ديگر باز نگردند .

۹۶

حَتّىٰ إِذا فُتِحَت يَأجوجُ وَمَأجوجُ وَهُم مِن كُلِّ حَدَبٍ يَنسِلونَ

تا وقتى كه سد ياجوج و ماجوج گشوده شود و از هر تپه و بلندى سرازير گردند .

۹۷

وَاقتَرَبَ الوَعدُ الحَقُّ فَإِذا هِىَ شٰخِصَةٌ أَبصٰرُ الَّذينَ كَفَروا يٰوَيلَنا قَد كُنّا فى غَفلَةٍ مِن هٰذا بَل كُنّا ظٰلِمينَ

و وعده حق نزديك شود و ديدگان كسانى كه كافر بودند خيره ماند، كه اى واى بر ما كه از اين حال غافل بوديم بلكه ستمگر بوديم .

۹۸

إِنَّكُم وَما تَعبُدونَ مِن دونِ اللَّهِ حَصَبُ جَهَنَّمَ أَنتُم لَها وٰرِدونَ

شما و آنچه به غير خدا مى‌پرستيد همه سوخت دوزخيد و به آن وارد خواهيد شد .

۹۹

لَو كانَ هٰؤُلاءِ ءالِهَةً ما وَرَدوها ۖ وَكُلٌّ فيها خٰلِدونَ

اگر اينان خدا بودند وارد جهنم نمى‌شدند اما همگى در آن جاودانند .

۱۰۰

لَهُم فيها زَفيرٌ وَهُم فيها لا يَسمَعونَ

در آنجا ناله‌اى دارند و در آنجا چيزى نمى‌شنوند .

۱۰۱

إِنَّ الَّذينَ سَبَقَت لَهُم مِنَّا الحُسنىٰ أُولٰئِكَ عَنها مُبعَدونَ

و كسانى كه در باره آنها از جانب ما قلم به نيكى رفته از جهنم دور شوند .

۱۰۲

لا يَسمَعونَ حَسيسَها ۖ وَهُم فى مَا اشتَهَت أَنفُسُهُم خٰلِدونَ

و حتى زمزمه آن را نشنوند و در آنچه دلهايشان بخواهد جاودانند .

۱۰۳

لا يَحزُنُهُمُ الفَزَعُ الأَكبَرُ وَتَتَلَقّىٰهُمُ المَلٰئِكَةُ هٰذا يَومُكُمُ الَّذى كُنتُم توعَدونَ

وحشت بزرگ قيامت غمگينشان نكند و فرشتگان به استقبالشان آيند كه اين روزى است كه به شما وعده مى‌دادند .

۱۰۴

يَومَ نَطوِى السَّماءَ كَطَىِّ السِّجِلِّ لِلكُتُبِ ۚ كَما بَدَأنا أَوَّلَ خَلقٍ نُعيدُهُ ۚ وَعدًا عَلَينا ۚ إِنّا كُنّا فٰعِلينَ

روزى كه آسمانها را در هم پيچيم چون در هم پيچيدن طومار براى نوشتن، چنان كه خلقت را از اول پديد آورديم دوباره آن را اعاده كنيم كه كار ما چنين است .

۱۰۵

وَلَقَد كَتَبنا فِى الزَّبورِ مِن بَعدِ الذِّكرِ أَنَّ الأَرضَ يَرِثُها عِبادِىَ الصّٰلِحونَ

در زبور از پى آن كتاب (تورات) چنين نوشتيم كه زمين را بندگان شايسته من به ميراث مى‌برند .

۱۰۶

إِنَّ فى هٰذا لَبَلٰغًا لِقَومٍ عٰبِدينَ

كه در اين براى گروه عبادت پيشه بلاغى هست .

۱۰۷

وَما أَرسَلنٰكَ إِلّا رَحمَةً لِلعٰلَمينَ

و ما تو را جز رحمتى براى جهانيان نفرستاده‌ايم .

۱۰۸

قُل إِنَّما يوحىٰ إِلَىَّ أَنَّما إِلٰهُكُم إِلٰهٌ وٰحِدٌ ۖ فَهَل أَنتُم مُسلِمونَ

بگو، حق اين است به من وحى مى‌رسد كه خداى من خداى يكتا است آيا شما مسلمان مى‌شويد؟ .

۱۰۹

فَإِن تَوَلَّوا فَقُل ءاذَنتُكُم عَلىٰ سَواءٍ ۖ وَإِن أَدرى أَقَريبٌ أَم بَعيدٌ ما توعَدونَ

اگر پشت كردند بگو من شما (و غير شما را) يكسان آگاه كردم و من چه مى‌دانم آنچه به شما وعده داده‌اند نزديك است يا دور .

۱۱۰

إِنَّهُ يَعلَمُ الجَهرَ مِنَ القَولِ وَيَعلَمُ ما تَكتُمونَ

خدا سخن بلند و علنى شما و آنچه را كه پنهان مى‌داريد مى‌داند .

۱۱۱

وَإِن أَدرى لَعَلَّهُ فِتنَةٌ لَكُم وَمَتٰعٌ إِلىٰ حينٍ

من چه مى‌دانم شايد تاخير آن عذاب موعود به منظور آزمايش شما است و (يا) براى اين است كه تا مدتى كه مقدر شده عمر خود را به پايان بريد .

۱۱۲

قٰلَ رَبِّ احكُم بِالحَقِّ ۗ وَرَبُّنَا الرَّحمٰنُ المُستَعانُ عَلىٰ ما تَصِفونَ

گفت پروردگارا! به حق داورى كن و پروردگار ما، بسيار بخشنده است و در باره آنچه شما مى‌گوييد كمك از او مى‌خواهيم كه هر كس بايد از او كمك بخواهد .