الصافات
۱۸۲ آیه
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ
وَالصّٰفّٰتِ صَفًّا
سوگند به فرشتگان صفبهصف [که برای عبادت پروردگار ایستادهاند]
فَالزّٰجِرٰتِ زَجرًا
و سوگند به فرشتگانی که ابرها را میرانند
فَالتّٰلِيٰتِ ذِكرًا
و سوگند به فرشتگانی که قرآن تلاوت میکنند
إِنَّ إِلٰهَكُم لَوٰحِدٌ
[که] بیتردید، معبود شما یکتاست.
رَبُّ السَّمٰوٰتِ وَالأَرضِ وَما بَينَهُما وَرَبُّ المَشٰرِقِ
[همان] پروردگار آسمانها و زمین و آنچه میان آنهاست و پروردگار [خورشید در غروبگاهها و] طلوعگاهها.
إِنّا زَيَّنَّا السَّماءَ الدُّنيا بِزينَةٍ الكَواكِبِ
به راستی که ما آسمان دنیا را با زیورِ ستارگان آراستیم
وَحِفظًا مِن كُلِّ شَيطٰنٍ مارِدٍ
و [آن را] از [دسترس] هر شیطان سرکشی حفظ کردیم.
لا يَسَّمَّعونَ إِلَى المَلَإِ الأَعلىٰ وَيُقذَفونَ مِن كُلِّ جانِبٍ
[آن شیاطین، هرگز] نمیتوانند [سخنان فرشتگان] عالم بالا را بشنوند و از هر سو [با شهابهای آتشین] تیرباران میشوند.
دُحورًا ۖ وَلَهُم عَذابٌ واصِبٌ
[از ورود آنان، به عالم فرشتگان جلوگیری میشود و همواره به] عقب رانده میشوند و عذابی جاودان [در پیش] دارند؛
إِلّا مَن خَطِفَ الخَطفَةَ فَأَتبَعَهُ شِهابٌ ثاقِبٌ
مگر کسی [از شیاطین] که ناگهان چیزی [از گفتگوی فرشتگان را] برباید که [در این صورت،] شهابی درخشان او را دنبال میکند.
فَاستَفتِهِم أَهُم أَشَدُّ خَلقًا أَم مَن خَلَقنا ۚ إِنّا خَلَقنٰهُم مِن طينٍ لازِبٍ
پس از آنان [= کافران] بپرس که آیا آفرینش [پیکرهای] آنان سختتر است یا آنچه که ما [از زمین و آسمانها و جهان بیکران] آفریدهایم؛ [درحالیکه] ما آنها را از گِلى [بیارزش و] چسبنده پدید آوردیم.
بَل عَجِبتَ وَيَسخَرونَ
تو [از انکار آنان] در شگفتی و آنها [نیز سخنانت را دربارۀ قیامت] مسخره میکنند.
وَإِذا ذُكِّروا لا يَذكُرونَ
و چون پند داده شوند، نمیپذیرند.
وَإِذا رَأَوا ءايَةً يَستَسخِرونَ
و چون نشانهای [در مورد راستگویی پیامبر] میبینند، [آن را] به تمسخر میگیرند
وَقالوا إِن هٰذا إِلّا سِحرٌ مُبينٌ
و میگویند: «این [قرآن، چیزی] نیست، مگر جادویی آشکار.
أَءِذا مِتنا وَكُنّا تُرابًا وَعِظٰمًا أَءِنّا لَمَبعوثونَ
آیا هنگامی که مردیم و خاک و استخوان شدیم، برانگیخته خواهیم شد؟
أَوَءاباؤُنَا الأَوَّلونَ
آیا پدران ما [نیز برانگیخته میشوند]؟»
قُل نَعَم وَأَنتُم دٰخِرونَ
بگو: «آری؛ شما در حالی که خوار هستید [زنده میشوید]».
فَإِنَّما هِىَ زَجرَةٌ وٰحِدَةٌ فَإِذا هُم يَنظُرونَ
[وقوع قیامت،] تنها با یک بانگ [سهمناک] است و ناگهان [همه از قبرها بیرون میآیند و در انتظار دستور پروردگار، وحشت قیامت را] نظاره میکنند.
وَقالوا يٰوَيلَنا هٰذا يَومُ الدّينِ
و میگویند: «وای بر ما! این [همان] روز جزاست».
هٰذا يَومُ الفَصلِ الَّذى كُنتُم بِهِ تُكَذِّبونَ
[گفته میشود: «آری،] این همان روز داوری است که آن را انکار میکردید».
۞ احشُرُوا الَّذينَ ظَلَموا وَأَزوٰجَهُم وَما كانوا يَعبُدونَ
[به فرشتگان گفته میشود:] «گرد آورید کسانی را که [با شرک به خویش] ستم کردهاند با [همفکران و] همانندهایشان و آنچه عبادت میکردند
مِن دونِ اللَّهِ فَاهدوهُم إِلىٰ صِرٰطِ الجَحيمِ
به جاى الله؛ و آنان را به راه دوزخ هدایت کنید.
وَقِفوهُم ۖ إِنَّهُم مَسـٔولونَ
و آنان را نگه دارید که قطعاً [پیش از رفتن به دوزخ] بازخواست خواهند شد».
ما لَكُم لا تَناصَرونَ
[از دوزخیان میپرسند:] «چرا [مانند دنیا] از یكدیگر حمایت نمىكنید؟»
بَل هُمُ اليَومَ مُستَسلِمونَ
بلکه امروز [همگی] تسلیم [امرِ پروردگار] هستند.
وَأَقبَلَ بَعضُهُم عَلىٰ بَعضٍ يَتَساءَلونَ
و پرسشکنان به یکدیگر رو میکنند
قالوا إِنَّكُم كُنتُم تَأتونَنا عَنِ اليَمينِ
[و به رهبران و بزرگان خود] میگویند: «شما [برای به کفر کشاندنِ ما، با ادعای دین راستین و] از موضع حق به سراغمان میآمدید».
قالوا بَل لَم تَكونوا مُؤمِنينَ
[رهبرانشان] میگویند: «[ما مقصر نیستیم؛] بلکه شما خود ایمان نداشتید؛
وَما كانَ لَنا عَلَيكُم مِن سُلطٰنٍ ۖ بَل كُنتُم قَومًا طٰغينَ
و ما هیچ تسلطى بر شما نداشتیم؛ بلکه شما خود گروهى سرکش بودید.
فَحَقَّ عَلَينا قَولُ رَبِّنا ۖ إِنّا لَذائِقونَ
[اکنون] فرمان مجازاتِ پروردگارمان بر ما محقق شده و به راستی، ما [همگی عذاب دوزخ را] خواهیم چشید.
فَأَغوَينٰكُم إِنّا كُنّا غٰوينَ
شما را گمراه نمودیم [چرا که] در حقیقت، خود نیز گمراه بودیم».
فَإِنَّهُم يَومَئِذٍ فِى العَذابِ مُشتَرِكونَ
یقیناً آن روز [همۀ آنان] در عذاب شریکند.
إِنّا كَذٰلِكَ نَفعَلُ بِالمُجرِمينَ
بیتردید، ما با گناهکاران اینچنین [رفتار] میکنیم.
إِنَّهُم كانوا إِذا قيلَ لَهُم لا إِلٰهَ إِلَّا اللَّهُ يَستَكبِرونَ
آنان بودند كه وقتی به آنان گفته مىشد: «معبودی [بهحق] جز الله نیست» سرکشی [و تکبر] میکردند.
وَيَقولونَ أَئِنّا لَتارِكوا ءالِهَتِنا لِشاعِرٍ مَجنونٍ
و میگفتند: «آیا ما معبودانمان را به خاطر [سخن] شاعری دیوانه رها کنیم؟»
بَل جاءَ بِالحَقِّ وَصَدَّقَ المُرسَلينَ
[چنین نیست] بلکه او حق [= قرآن] را آورده و پیامبران [پیشین] را تصدیق کرده است.
إِنَّكُم لَذائِقُوا العَذابِ الأَليمِ
شما [کافران] قطعاً عذاب دردناک [دوزخ] را میچشید.
وَما تُجزَونَ إِلّا ما كُنتُم تَعمَلونَ
و جز [در برابر] آنچه میکردید مجازات نمیشوید.
إِلّا عِبادَ اللَّهِ المُخلَصينَ
[همه عذاب میبینند؛] مگر بندگان مخلص الله.
أُولٰئِكَ لَهُم رِزقٌ مَعلومٌ
آنان [در پیشگاهِ پروردگار،] روزیِ مشخصی دارند:
فَوٰكِهُ ۖ وَهُم مُكرَمونَ
[انواع] میوهها [را در اختیار خواهند داشت] و گرامی داشته میشوند.
فى جَنّٰتِ النَّعيمِ
در باغهای پرنعمت [بهشت]؛
عَلىٰ سُرُرٍ مُتَقٰبِلينَ
در حالی که مقابل یکدیگر بر تختها [تکیه زدهاند]؛
يُطافُ عَلَيهِم بِكَأسٍ مِن مَعينٍ
جامی از شراب ناب [و زلال] پیرامونشان میگردانند؛
بَيضاءَ لَذَّةٍ لِلشّٰرِبينَ
[شرابی روشن و] سپید که برای نوشندگانش لذتبخش است؛
لا فيها غَولٌ وَلا هُم عَنها يُنزَفونَ
[شرابی كه خماری و] سردردى در نوشیدنش نیست و از آن مست نمیگردند.
وَعِندَهُم قٰصِرٰتُ الطَّرفِ عينٌ
و نزدشان زنانی زیباچشم است که تنها [به شوهران خود] نظر دارند [و تنها به آنها عشق میورزند].
كَأَنَّهُنَّ بَيضٌ مَكنونٌ
[زنانی که] گویی پردۀ سفید داخلی تخم [پرندگان] هستند که [از دسترس همگان] پنهان ماندهاند.
فَأَقبَلَ بَعضُهُم عَلىٰ بَعضٍ يَتَساءَلونَ
[بهشتیان دربارۀ رخدادهای دنیا صحبت میکنند و] برخی از آنان پرسشکنان رو به برخی دیگر میکنند.
قالَ قائِلٌ مِنهُم إِنّى كانَ لى قَرينٌ
یکی از آنان میگوید: «من [در دنیا] همنشینی داشتم.
يَقولُ أَءِنَّكَ لَمِنَ المُصَدِّقينَ
[که پیوسته به من] میگفت: آیا تو واقعاً [به قیامت] باور داری؟
أَءِذا مِتنا وَكُنّا تُرابًا وَعِظٰمًا أَءِنّا لَمَدينونَ
آیا هنگامی که مُردیم و خاک و استخوان شدیم، آیا حقیقتاً [زنده میشویم و در قبال کارهایمان مورد محاسبه قرار میگیریم و] به ما کیفر میدهند؟!»
قالَ هَل أَنتُم مُطَّلِعونَ
[سپس به دوستان بهشتیاش] میگوید: «آیا [شما نیز همراه من] سر میکشید [تا بدانیم او کجاست]؟»
فَاطَّلَعَ فَرَءاهُ فى سَواءِ الجَحيمِ
آنگاه خود سر میکشد و او را در میان دوزخ مىبیند.
قالَ تَاللَّهِ إِن كِدتَ لَتُردينِ
به وی میگوید: «به الله سوگند که نزدیک بود مرا [با وسوسههای کفرآمیزت] نابود سازی.
وَلَولا نِعمَةُ رَبّى لَكُنتُ مِنَ المُحضَرينَ
اگر نعمتِ [هدایتِ] پروردگارم نبود، من نیز از حاضرشدگان [در دوزخ] بودم».
أَفَما نَحنُ بِمَيِّتينَ
[آنگاه به بهشتیان میگوید:] «آیا ما مرگ دیگری نخواهیم داشت
إِلّا مَوتَتَنَا الأولىٰ وَما نَحنُ بِمُعَذَّبينَ
جز همان مرگ نخستین خود، و عذاب نمیشویم؟
إِنَّ هٰذا لَهُوَ الفَوزُ العَظيمُ
به راستی که این همان کامیابی بزرگ است».
لِمِثلِ هٰذا فَليَعمَلِ العٰمِلونَ
اهل عمل، باید براى چنین [پاداشی] بکوشند.
أَذٰلِكَ خَيرٌ نُزُلًا أَم شَجَرَةُ الزَّقّومِ
آیا این [نعمت بهشت، کریمانهتر و] براى پذیرایى بهتر است یا درختِ زَقّوم [در دوزخ]؟
إِنّا جَعَلنٰها فِتنَةً لِلظّٰلِمينَ
بیتردید، ما آن درخت را مایۀ آزمایش ستمکاران [مشرک] قرار دادهایم [چرا که میگویند: «هیچ درختی در آتش نمیروید»].
إِنَّها شَجَرَةٌ تَخرُجُ فى أَصلِ الجَحيمِ
در حقیقت، آن [مایۀ عذاب،] درختی است که از ژرفای دوزخ میروید.
طَلعُها كَأَنَّهُ رُءوسُ الشَّيٰطينِ
میوهاش [چنان بدمنظر است که] گویى سرهاى شیاطین است.
فَإِنَّهُم لَءاكِلونَ مِنها فَمالِـٔونَ مِنهَا البُطونَ
آنان [= دوزخیان] از [میوههای تلخ] آن مىخورند و شکمها را از آنها انباشته مىكنند.
ثُمَّ إِنَّ لَهُم عَلَيها لَشَوبًا مِن حَميمٍ
آنگاه بر روی این [غذای ناپاک، به جای نوشیدنی] آمیزهای از آب جوشان دارند.
ثُمَّ إِنَّ مَرجِعَهُم لَإِلَى الجَحيمِ
سپس یقیناً بازگشتشان به دوزخ است.
إِنَّهُم أَلفَوا ءاباءَهُم ضالّينَ
آنان پدران خود را گمراه یافتند؛
فَهُم عَلىٰ ءاثٰرِهِم يُهرَعونَ
و [همچنان] در پیِ آنان میشتافتند.
وَلَقَد ضَلَّ قَبلَهُم أَكثَرُ الأَوَّلينَ
و قطعاً قبل از آنان نیز بیشتر پیشینیان گمراه شدند.
وَلَقَد أَرسَلنا فيهِم مُنذِرينَ
و بیتردید، ما هشداردهندگان [بسیاری] میان آنان فرستادیم.
فَانظُر كَيفَ كانَ عٰقِبَةُ المُنذَرينَ
پس بنگر که سرانجامِ هشداریافتگان چگونه بود.
إِلّا عِبادَ اللَّهِ المُخلَصينَ
[همه گرفتار عذاب شدند] مگر بندگان مخلص الله.
وَلَقَد نادىٰنا نوحٌ فَلَنِعمَ المُجيبونَ
نوح به درگاه ما دعا کرد و [ما] چه نیکو اجابتکننده بودیم!
وَنَجَّينٰهُ وَأَهلَهُ مِنَ الكَربِ العَظيمِ
و او و خانوادهاش را [به همراه مؤمنان] از بلای بزرگ [طوفان] نجات دادیم
وَجَعَلنا ذُرِّيَّتَهُ هُمُ الباقينَ
و [پس از طوفان، فقط پیروان مؤمن و] خانوادۀ او را [در زمین] باقی گذاشتیم
وَتَرَكنا عَلَيهِ فِى الءاخِرينَ
و در میان آیندگان [نام نیک] برایش به جا نهادیم.
سَلٰمٌ عَلىٰ نوحٍ فِى العٰلَمينَ
سلام [و ستایش] جهانیان بر نوح باد.
إِنّا كَذٰلِكَ نَجزِى المُحسِنينَ
به راستی، ما نیکوکاران را اینچنین پاداش میدهیم.
إِنَّهُ مِن عِبادِنَا المُؤمِنينَ
بیتردید، او از بندگان مؤمن ما بود.
ثُمَّ أَغرَقنَا الءاخَرينَ
آنگاه دیگران را [که در طوفان مانده بودند] غرق کردیم.
۞ وَإِنَّ مِن شيعَتِهِ لَإِبرٰهيمَ
و قطعاً ابراهیم از پیروان او [= نوح] بود.
إِذ جاءَ رَبَّهُ بِقَلبٍ سَليمٍ
[یاد کن از] هنگامی که وی با دلی پاک [و خالی از شرک] به [درگاه] پروردگارش آمد.
إِذ قالَ لِأَبيهِ وَقَومِهِ ماذا تَعبُدونَ
آنگاه که به پدر و قومش گفت: «چه چیزی عبادت میکنید؟
أَئِفكًا ءالِهَةً دونَ اللَّهِ تُريدونَ
آیا به جای الله، این معبودان دروغین را میخواهید؟
فَما ظَنُّكُم بِرَبِّ العٰلَمينَ
گمانتان دربارۀ پروردگار جهانیان چیست؟»
فَنَظَرَ نَظرَةً فِى النُّجومِ
سپس نگاهی به ستارگان افکند [و اندیشید].
فَقالَ إِنّى سَقيمٌ
و گفت: «من بیمارم [و در جشن شرکت نمیکنم]».
فَتَوَلَّوا عَنهُ مُدبِرينَ
پس [مردم] او را ترک کردند و رفتند.
فَراغَ إِلىٰ ءالِهَتِهِم فَقالَ أَلا تَأكُلونَ
آنگاه پنهانی نزد معبودهایشان رفت و [با تمسخر] گفت: «چیزی نمیخورید؟
ما لَكُم لا تَنطِقونَ
شما را چه شده است که سخن نمیگویید؟»
فَراغَ عَلَيهِم ضَربًا بِاليَمينِ
سپس با دست راست خود ضربهای [محکم] بر آنها وارد آورد [و جز بُت بزرگ، همه را شکست].
فَأَقبَلوا إِلَيهِ يَزِفّونَ
قومش شتابان به سوی او آمدند.
قالَ أَتَعبُدونَ ما تَنحِتونَ
[ابراهیم] گفت: «آیا چیزی را که خود میتراشید عبادت میکنید؟
وَاللَّهُ خَلَقَكُم وَما تَعمَلونَ
و حال آنکه الله، [هم] شما و [هم] آنچه را انجام میدهید آفریده است».
قالُوا ابنوا لَهُ بُنيٰنًا فَأَلقوهُ فِى الجَحيمِ
[وقتی بُتپرستان از پاسخ درماندند،] گفتند: «بنایی [بلند] برایش بسازید و او را در آتش بیفکنید».
فَأَرادوا بِهِ كَيدًا فَجَعَلنٰهُمُ الأَسفَلينَ
براى [نابودى] او نیرنگی خواستند و[لى] ما آنان را پست و [مغلوب] ساختیم [و آتش بر ابراهیم سرد و بیاثر شد].
وَقالَ إِنّى ذاهِبٌ إِلىٰ رَبّى سَيَهدينِ
و گفت: «من به سوى [سرزمین دیگرى براى عبادتِ] پروردگارم میروم [و هجرت میکنم] و او مرا هدایت خواهد كرد.
رَبِّ هَب لى مِنَ الصّٰلِحينَ
پروردگارا، [فرزندی] از شایستگان به من عطا کن».
فَبَشَّرنٰهُ بِغُلٰمٍ حَليمٍ
ما [دعایش را مستجاب کردیم و] او را به تولد پسری بردبار بشارت دادیم.
فَلَمّا بَلَغَ مَعَهُ السَّعىَ قالَ يٰبُنَىَّ إِنّى أَرىٰ فِى المَنامِ أَنّى أَذبَحُكَ فَانظُر ماذا تَرىٰ ۚ قالَ يٰأَبَتِ افعَل ما تُؤمَرُ ۖ سَتَجِدُنى إِن شاءَ اللَّهُ مِنَ الصّٰبِرينَ
و چون [اسماعیل] به [سن نوجوانى و] حد تلاش [و همكارى] با او [= ابراهیم] رسید، به وی گفت: پسرم، در خواب [به من وحی میشود و] مىبینم كه تو را ذبح مىكنم. نظرت در این باره چیست؟» [اسماعیل] گفت: «پدرجان، آنچه را به تو امر شده است انجام بده. ان شاء الله مرا [در برابر اجرای این فرمان،] شكیبا خواهی یافت».
فَلَمّا أَسلَما وَتَلَّهُ لِلجَبينِ
هنگامی که هر دو تسلیم [فرمان پروردگار] شدند و [ابراهیم] او را به پیشانی [بر خاک] نهاد.
وَنٰدَينٰهُ أَن يٰإِبرٰهيمُ
به او ندا دادیم که: «ای ابراهیم،
قَد صَدَّقتَ الرُّءيا ۚ إِنّا كَذٰلِكَ نَجزِى المُحسِنينَ
یقیناً که خوابت را تحقق بخشیدی». ما نیکوکاران را اینچنین پاداش میدهیم.
إِنَّ هٰذا لَهُوَ البَلٰؤُا۟ المُبينُ
بیتردید، این [خواب،] آزمایشی آشکار بود [و ابراهیم از آن سربلند بیرون آمد].
وَفَدَينٰهُ بِذِبحٍ عَظيمٍ
و [جان] او را در ازای قربانی بزرگی بازخریدیم
وَتَرَكنا عَلَيهِ فِى الءاخِرينَ
و در میان آیندگان، [نام نیک] برایش بر جای نهادیم.
سَلٰمٌ عَلىٰ إِبرٰهيمَ
سلام بر ابراهیم.
كَذٰلِكَ نَجزِى المُحسِنينَ
ما نیکوکاران را اینچنین پاداش میدهیم.
إِنَّهُ مِن عِبادِنَا المُؤمِنينَ
بیتردید، او از بندگان مؤمن ما بود.
وَبَشَّرنٰهُ بِإِسحٰقَ نَبِيًّا مِنَ الصّٰلِحينَ
و او را به [تولد] اسحاق که پیامبری از شایستگان بود بشارت دادیم.
وَبٰرَكنا عَلَيهِ وَعَلىٰ إِسحٰقَ ۚ وَمِن ذُرِّيَّتِهِما مُحسِنٌ وَظالِمٌ لِنَفسِهِ مُبينٌ
[ما] به او و اسحاق برکت دادیم؛ و [برخى] از افرادِ دودمانشان نیكوكار بودند و [برخى دیگر] آشكارا نسبت به خویشتن ستمکار بودند.
وَلَقَد مَنَنّا عَلىٰ موسىٰ وَهٰرونَ
و به راستی، بر موسی و هارون منت نهادیم
وَنَجَّينٰهُما وَقَومَهُما مِنَ الكَربِ العَظيمِ
و آن دو را همراه قومشان از اندوه بزرگ [= ستم فرعون و خطر غرق شدن در نیل] نجات دادیم
وَنَصَرنٰهُم فَكانوا هُمُ الغٰلِبينَ
و یاریشان کردیم تا پیروز شدند
وَءاتَينٰهُمَا الكِتٰبَ المُستَبينَ
و به آن دو، کتاب روشنگر [= تورات] دادیم
وَهَدَينٰهُمَا الصِّرٰطَ المُستَقيمَ
و آن دو را به راه راست هدایت کردیم
وَتَرَكنا عَلَيهِما فِى الءاخِرينَ
و در میان آیندگان [نام نیک] برایشان بر جای نهادیم.
سَلٰمٌ عَلىٰ موسىٰ وَهٰرونَ
سلام بر موسی و هارون.
إِنّا كَذٰلِكَ نَجزِى المُحسِنينَ
ما نیکوکاران را اینچنین پاداش میدهیم.
إِنَّهُما مِن عِبادِنَا المُؤمِنينَ
بیتردید، آن دو از بندگان مؤمن ما بودند.
وَإِنَّ إِلياسَ لَمِنَ المُرسَلينَ
و قطعاً الیاس [نیز] یکی از پیامبران [ما] بود.
إِذ قالَ لِقَومِهِ أَلا تَتَّقونَ
[یاد کن از] هنگامی که او به قومش گفت: «آیا [از الله] پروا نمیکنید؟
أَتَدعونَ بَعلًا وَتَذَرونَ أَحسَنَ الخٰلِقينَ
آیا [نماد یا همان بتِ] «بَعل» را [به عبادت] میخوانید و بهترین آفریننده را رها میکنید؟
اللَّهَ رَبَّكُم وَرَبَّ ءابائِكُمُ الأَوَّلينَ
الله [را ترک میکنید] که پروردگار شما و پروردگار پدرانتان است».
فَكَذَّبوهُ فَإِنَّهُم لَمُحضَرونَ
اما او را دروغگو انگاشتند و مسلّماً [برای عذاب] احضار میشوند.
إِلّا عِبادَ اللَّهِ المُخلَصينَ
مگر بندگان مخلص الله.
وَتَرَكنا عَلَيهِ فِى الءاخِرينَ
ما در میان آیندگان [نام نیک] برایش بر جای نهادیم.
سَلٰمٌ عَلىٰ إِل ياسينَ
سلام بر الیاس.
إِنّا كَذٰلِكَ نَجزِى المُحسِنينَ
به راستی، ما نیکوکاران را اینچنین پاداش میدهیم.
إِنَّهُ مِن عِبادِنَا المُؤمِنينَ
بیتردید، او از بندگان مؤمن ما بود.
وَإِنَّ لوطًا لَمِنَ المُرسَلينَ
و قطعاً لوط [نیز] یکی از پیامبران [ما] بود.
إِذ نَجَّينٰهُ وَأَهلَهُ أَجمَعينَ
[یاد کن از] هنگامی که او و همۀ خانوادهاش را نجات دادیم.
إِلّا عَجوزًا فِى الغٰبِرينَ
مگر پیرزنی که از باقیماندگان [در عذاب] بود.
ثُمَّ دَمَّرنَا الءاخَرينَ
سپس دیگران را هلاک کردیم.
وَإِنَّكُم لَتَمُرّونَ عَلَيهِم مُصبِحينَ
و شما [در سفر به سرزمین شام] صبحگاهان بر [ویرانههای شهرهای] آنان میگذرید.
وَبِالَّيلِ ۗ أَفَلا تَعقِلونَ
و نیز شامگاهان، آیا نمیاندیشید [و عبرت نمیگیرید]؟
وَإِنَّ يونُسَ لَمِنَ المُرسَلينَ
و قطعاً یونس [نیز] یکی از پیامبران [ما] بود.
إِذ أَبَقَ إِلَى الفُلكِ المَشحونِ
[یاد کن از] هنگامی که [خشمگین از کفر قومش، بدون اجازۀ پروردگار] به کشتیِ انباشته [از مسافر و بار] گریخت.
فَساهَمَ فَكانَ مِنَ المُدحَضينَ
[چون کشتی در حال غرق شدن بود، یونس با سرنشینان کشتی برای بیرون انداختنِ برخی افراد] قرعه انداخت و خود از باختگان شد [و او را به دریا انداختند].
فَالتَقَمَهُ الحوتُ وَهُوَ مُليمٌ
سپس ماهی [بزرگی] او را بلعید؛ در حالى كه درخور سرزنش بود.
فَلَولا أَنَّهُ كانَ مِنَ المُسَبِّحينَ
اگر در زمرۀ تسبیحگویان [پروردگار] نبود،
لَلَبِثَ فى بَطنِهِ إِلىٰ يَومِ يُبعَثونَ
یقیناً تا روزی که [مردم] برانگیخته میشوند، در شکم آن [ماهی] باقی میماند.
۞ فَنَبَذنٰهُ بِالعَراءِ وَهُوَ سَقيمٌ
آنگاه او را در حالی که [ضعیف و] بیمار بود به سرزمینی خشک [و بیگیاه] افکندیم
وَأَنبَتنا عَلَيهِ شَجَرَةً مِن يَقطينٍ
و بوتۀ کدو بر [سرِ] او رویاندیم [تا از سایه و میوهاش بهره گیرد]؛
وَأَرسَلنٰهُ إِلىٰ مِا۟ئَةِ أَلفٍ أَو يَزيدونَ
و [دوباره] او را به سوی صد هزار نفر یا بیشتر [به رسالت] فرستادیم.
فَـٔامَنوا فَمَتَّعنٰهُم إِلىٰ حينٍ
آنان ایمان آوردند و ما نیز آنان را تا مدتی [از نعمتهای زندگی] بهرهمند ساختیم.
فَاستَفتِهِم أَلِرَبِّكَ البَناتُ وَلَهُمُ البَنونَ
از آنان [= مشرکان] بپرس آیا دخترها برای پروردگارِ تو و پسرها برای آنهاست؟
أَم خَلَقنَا المَلٰئِكَةَ إِنٰثًا وَهُم شٰهِدونَ
آیا ما فرشتگان را دختر آفریدیم و آنان حضور داشتند؟
أَلا إِنَّهُم مِن إِفكِهِم لَيَقولونَ
آگاه باش! آنان از [روی تهمت و] دروغگویی میگویند:
وَلَدَ اللَّهُ وَإِنَّهُم لَكٰذِبونَ
«الله فرزند دارد» و یقیناً دروغ میگویند.
أَصطَفَى البَناتِ عَلَى البَنينَ
آیا [الله] دختران را بر پسران ترجیح داده است؟
ما لَكُم كَيفَ تَحكُمونَ
شما را چه شده است؟ چگونه حکم میکنید؟
أَفَلا تَذَكَّرونَ
آیا [نمیاندیشید و] پند نمیگیرید؟
أَم لَكُم سُلطٰنٌ مُبينٌ
آیا [بر ادعای باطل خویش] دلیل روشنی دارید؟
فَأتوا بِكِتٰبِكُم إِن كُنتُم صٰدِقينَ
اگر راستگویید، کتابتان را بیاورید.
وَجَعَلوا بَينَهُ وَبَينَ الجِنَّةِ نَسَبًا ۚ وَلَقَد عَلِمَتِ الجِنَّةُ إِنَّهُم لَمُحضَرونَ
[مشرکان] بین او [= الله] و فرشتگان، خویشاوندى قائل شدهاند؛ در حالى كه فرشتگان به یقین میدانند كه [مشرکان روز قیامت، براى حسابرسی] احضار میشوند.
سُبحٰنَ اللَّهِ عَمّا يَصِفونَ
الله از آنچه [مشرکان] توصیف میکنند منزّه است.
إِلّا عِبادَ اللَّهِ المُخلَصينَ
[مردم در توصیف پروردگار، سخن گزاف مىگویند؛] مگر بندگان مخلص الله.
فَإِنَّكُم وَما تَعبُدونَ
شما [مشرکان] و آنچه عبادت میکنید
ما أَنتُم عَلَيهِ بِفٰتِنينَ
[هرگز] گمراهگر [کسی از دین حق] نیستید؛
إِلّا مَن هُوَ صالِ الجَحيمِ
مگر کسی که [به تقدیرِ الهی،] اهل دوزخ باشد.
وَما مِنّا إِلّا لَهُ مَقامٌ مَعلومٌ
و [فرشتگان میگویند:] «هیچیک از ما نیست، مگر آنکه مقام مشخصی [در پیشگاه الهی] دارد.
وَإِنّا لَنَحنُ الصّافّونَ
ماییم که [برای عبادت و نیایش به درگاه پروردگار] به صف ایستادهایم
وَإِنّا لَنَحنُ المُسَبِّحونَ
و بیتردید، ماییم که تسبیحگوی [او] هستیم».
وَإِن كانوا لَيَقولونَ
و [کافران، پیش از بعثت] همواره میگفتند:
لَو أَنَّ عِندَنا ذِكرًا مِنَ الأَوَّلينَ
«اگر کتابی از [کتابهای آسمانیِ] پیشینیان نزدمان بود،
لَكُنّا عِبادَ اللَّهِ المُخلَصينَ
یقیناً از بندگان مخلصِ الله میشدیم».
فَكَفَروا بِهِ ۖ فَسَوفَ يَعلَمونَ
اما [هنگامی که پیامبر با قرآن به سویشان آمد، حقانیتِ] آن را انکار کردند؛ به زودی [نتیجۀ انکارشان را] خواهند دانست.
وَلَقَد سَبَقَت كَلِمَتُنا لِعِبادِنَا المُرسَلينَ
و قطعاً سخن ما دربارۀ بندگان فرستادهشدهمان از پیش صادر شده است [که]:
إِنَّهُم لَهُمُ المَنصورونَ
آنان قطعاً [از جانب ما] یاریشدهاند.
وَإِنَّ جُندَنا لَهُمُ الغٰلِبونَ
و بیتردید، لشکر ما پیروزند.
فَتَوَلَّ عَنهُم حَتّىٰ حينٍ
پس [ای پیامبر،] تا مدتی از آنان [= مشرکان] روی بگردان.
وَأَبصِرهُم فَسَوفَ يُبصِرونَ
و آنان را [در هنگام نزول عذاب] بنگر؛ به زودی خود [نیز نتیجۀ کفرشان را] خواهند دید.
أَفَبِعَذابِنا يَستَعجِلونَ
آیا عذاب ما را به شتاب خواستارند؟
فَإِذا نَزَلَ بِساحَتِهِم فَساءَ صَباحُ المُنذَرينَ
آنگاه كه [عذاب الهی] بر خانههایشان فرود آید، چه بد است بامداد هشداریافتگان!
وَتَوَلَّ عَنهُم حَتّىٰ حينٍ
و تا مدتی از آنان روی بگردان،
وَأَبصِر فَسَوفَ يُبصِرونَ
و آنان را [در هنگام نزول عذاب] بنگر؛ به زودی خود [نیز نتیجۀ کفرشان را] خواهند دید.
سُبحٰنَ رَبِّكَ رَبِّ العِزَّةِ عَمّا يَصِفونَ
پروردگارت ـ پروردگار عزت و قدرت ـ از آنچه [مشرکان به دروغ] توصیف میکنند پاک و منزه است.
وَسَلٰمٌ عَلَى المُرسَلينَ
و سلام بر پیامبران
وَالحَمدُ لِلَّهِ رَبِّ العٰلَمينَ
و سپاس [و ستایش] از آنِ الله ـ پروردگار جهانیان ـ است.