الصافات

۱۸۲ آیه

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ

جزء ۲۳
۱

وَالصّٰفّٰتِ صَفًّا

به نام خداوند بخشنده مهربان‌ - سوگند به صف كشندگان (از ملائكه) كه صف‌آرايى كرده‌اند .

۲

فَالزّٰجِرٰتِ زَجرًا

قسم به (ملائكه) راننده ابر و باران .

۳

فَالتّٰلِيٰتِ ذِكرًا

و قسم به ملائكه‌اى كه قرآن را بر پيامبر تلاوت مى‌كنند .

۴

إِنَّ إِلٰهَكُم لَوٰحِدٌ

كه خداى شما هر آينه يكتاست .

۵

رَبُّ السَّمٰوٰتِ وَالأَرضِ وَما بَينَهُما وَرَبُّ المَشٰرِقِ

اوست پروردگار آسمانها و زمين و آنچه بين آن دو است و او است پروردگار مشرقها .

۶

إِنّا زَيَّنَّا السَّماءَ الدُّنيا بِزينَةٍ الكَواكِبِ

همانا ماييم كه آسمان دنيا را با زينت ستارگان آراستيم .

۷

وَحِفظًا مِن كُلِّ شَيطٰنٍ مارِدٍ

تا هم زينت آن باشد و هم آسمان را از هر شيطان سركشى حفظ كند .

۸

لا يَسَّمَّعونَ إِلَى المَلَإِ الأَعلىٰ وَيُقذَفونَ مِن كُلِّ جانِبٍ

تا شيطانها نتوانند به آنچه در سكان آسمان مى‌گذرد گوش فرا دهند و اگر خواستند گوش دهند از هر طرف رانده شوند .

۹

دُحورًا ۖ وَلَهُم عَذابٌ واصِبٌ

و در نتيجه از آسمان دور شوند و براى ايشان است عذابى واجب .

۱۰

إِلّا مَن خَطِفَ الخَطفَةَ فَأَتبَعَهُ شِهابٌ ثاقِبٌ

آرى شيطانها نمى‌توانند به سخنان فرشتگان گوش فرا دهند مگر آنهايى كه كلام ملائكه را بربايند كه آنها نيز بلافاصله هدف شهاب ثاقب قرار مى‌گيرند .

۱۱

فَاستَفتِهِم أَهُم أَشَدُّ خَلقًا أَم مَن خَلَقنا ۚ إِنّا خَلَقنٰهُم مِن طينٍ لازِبٍ

حال از مشركين بپرس آيا ايشان از حيث خلقت سخت‌تر و مهم‌ترند يا آنچه از آسمان و زمين و مخلوقات بين آن دو كه ما خلق كرده‌ايم با اينكه ما انسانها را از گلى چسبنده آفريديم؟ .

۱۲

بَل عَجِبتَ وَيَسخَرونَ

(نه تنها ايمان نمى‌آورند) بلكه وقتى تو از گمراهى آنان تعجب مى‌كنى تو را مسخره مى‌كنند .

۱۳

وَإِذا ذُكِّروا لا يَذكُرونَ

و چون تذكر داده مى‌شوند پند نمى‌پذيرند .

۱۴

وَإِذا رَأَوا ءايَةً يَستَسخِرونَ

و چون آيتى مى‌بينند مسخره مى‌كنند .

۱۵

وَقالوا إِن هٰذا إِلّا سِحرٌ مُبينٌ

و مى‌گويند: اين نيست مگر سحرى آشكار .

۱۶

أَءِذا مِتنا وَكُنّا تُرابًا وَعِظٰمًا أَءِنّا لَمَبعوثونَ

آيا وقتى مرديم و خاك و استخوان شديم دوباره زنده مى‌شويم؟ .

۱۷

أَوَءاباؤُنَا الأَوَّلونَ

(ما) و حتى پدران گذشته ما؟ .

۱۸

قُل نَعَم وَأَنتُم دٰخِرونَ

بگو: بله، زنده مى‌شويد در حالى كه خوار و ذليل باشيد .

۱۹

فَإِنَّما هِىَ زَجرَةٌ وٰحِدَةٌ فَإِذا هُم يَنظُرونَ

و اين زنده شدن انسانها با يك نهيب صورت مى‌گيرد كه ناگهان همگى نگران برمى‌خيزند .

۲۰

وَقالوا يٰوَيلَنا هٰذا يَومُ الدّينِ

و مى‌گويند: اى واى بر ما اين همان روز جزاست .

۲۱

هٰذا يَومُ الفَصلِ الَّذى كُنتُم بِهِ تُكَذِّبونَ

اين روز جدايى حق از باطل است كه تا در دنيا بوديد تكذيبش مى‌كرديد .

۲۲

۞ احشُرُوا الَّذينَ ظَلَموا وَأَزوٰجَهُم وَما كانوا يَعبُدونَ

(هان اى فرشتگان) همه آنها كه ظلم كردند و اتباع و اشباه آنها را و آنچه را كه مى‌پرستيدند يك جا جمع كنيد .

۲۳

مِن دونِ اللَّهِ فَاهدوهُم إِلىٰ صِرٰطِ الجَحيمِ

آرى آنچه كه به جاى خدا عبادت مى‌كردند، پس آن گاه به سوى دوزخ ببريد .

۲۴

وَقِفوهُم ۖ إِنَّهُم مَسـٔولونَ

آنجا نگهشان بداريد كه بايد بازخواست شوند .

۲۵

ما لَكُم لا تَناصَرونَ

در آنجا از ايشان مى‌پرسند چرا مانند دنيا از يكديگر حمايت نمى‌كنيد؟ .

۲۶

بَل هُمُ اليَومَ مُستَسلِمونَ

(جوابى ندارند) بلكه ايشان امروز تسليم‌اند .

۲۷

وَأَقبَلَ بَعضُهُم عَلىٰ بَعضٍ يَتَساءَلونَ

بعضى به بعضى رو مى‌كنند و از يكديگر پرسش مى‌كنند .

۲۸

قالوا إِنَّكُم كُنتُم تَأتونَنا عَنِ اليَمينِ

پيروان به سردمداران گويند شما بوديد كه به عنوان بشارت و ميمنت مى‌آمديد و ما را به دين خود مى‌خوانديد .

۲۹

قالوا بَل لَم تَكونوا مُؤمِنينَ

در پاسخشان گويند خود شما بنا نداشتيد ايمان بياوريد .

۳۰

وَما كانَ لَنا عَلَيكُم مِن سُلطٰنٍ ۖ بَل كُنتُم قَومًا طٰغينَ

و ما بر شما دست تسلط نداشتيم (و اجبارتان نمى‌كرديم) بلكه خودتان مردمى طغيان‌گر بوديد .

۳۱

فَحَقَّ عَلَينا قَولُ رَبِّنا ۖ إِنّا لَذائِقونَ

و در نتيجه حكم خدا و قضاى او در باره ما حتمى گشت و ما عذاب را خواهيم چشيد .

۳۲

فَأَغوَينٰكُم إِنّا كُنّا غٰوينَ

آرى ما شما را گمراه كرديم چون خودمان گمراه بوديم .

۳۳

فَإِنَّهُم يَومَئِذٍ فِى العَذابِ مُشتَرِكونَ

در نتيجه همه آنان در عذاب شريكند .

۳۴

إِنّا كَذٰلِكَ نَفعَلُ بِالمُجرِمينَ

ما با مجرمين اينچنين رفتار مى‌كنيم .

۳۵

إِنَّهُم كانوا إِذا قيلَ لَهُم لا إِلٰهَ إِلَّا اللَّهُ يَستَكبِرونَ

چون ايشان اين طور بودند كه وقتى لا اله الا اللَّه برايشان گفته مى‌شد كبر مى‌ورزيدند .

۳۶

وَيَقولونَ أَئِنّا لَتارِكوا ءالِهَتِنا لِشاعِرٍ مَجنونٍ

و مى‌گفتند آيا به خاطر مردى ديوانه خدايان خود را رها كنيم .

۳۷

بَل جاءَ بِالحَقِّ وَصَدَّقَ المُرسَلينَ

با اينكه او حق آورده و رسولان قبلى را تصديق مى‌كند .

۳۸

إِنَّكُم لَذائِقُوا العَذابِ الأَليمِ

محققا شما عذاب دردناك را خواهيد چشيد .

۳۹

وَما تُجزَونَ إِلّا ما كُنتُم تَعمَلونَ

و اين جزايتان نيست مگر بخاطر همان اعمالى كه مى‌كرديد .

۴۰

إِلّا عِبادَ اللَّهِ المُخلَصينَ

مگر بندگان مخلص خدا .

۴۱

أُولٰئِكَ لَهُم رِزقٌ مَعلومٌ

كه ايشان رزقى معلوم دارند .

۴۲

فَوٰكِهُ ۖ وَهُم مُكرَمونَ

ميوه‌هايى و ايشان گرامى هستند .

۴۳

فى جَنّٰتِ النَّعيمِ

در بهشت‌هاى پر نعمت .

۴۴

عَلىٰ سُرُرٍ مُتَقٰبِلينَ

بر تختهايى رو به روى هم .

۴۵

يُطافُ عَلَيهِم بِكَأسٍ مِن مَعينٍ

قدحها از آب بهشتى از هر سو برايشان حاضر مى‌شود .

۴۶

بَيضاءَ لَذَّةٍ لِلشّٰرِبينَ

آبى زلال و لذت بخش براى نوشندگان .

۴۷

لا فيها غَولٌ وَلا هُم عَنها يُنزَفونَ

نه در آن ضرر و فسادى است و نه از آن مست مى‌شوند .

۴۸

وَعِندَهُم قٰصِرٰتُ الطَّرفِ عينٌ

و پيش ايشان حوريان درشت چشم پركرشمه و نازند .

۴۹

كَأَنَّهُنَّ بَيضٌ مَكنونٌ

گويى از سفيدى، سفيده تخم مرغند قبل از آنكه دست خورده شود .

۵۰

فَأَقبَلَ بَعضُهُم عَلىٰ بَعضٍ يَتَساءَلونَ

پس بعضى به بعضى ديگر روى آورده از يكديگر پرسش مى‌كنند .

۵۱

قالَ قائِلٌ مِنهُم إِنّى كانَ لى قَرينٌ

يكى از آن ميان مى‌پرسد: من رفيقى داشتم .

۵۲

يَقولُ أَءِنَّكَ لَمِنَ المُصَدِّقينَ

كه بارها از من خرده مى‌گرفت كه تو هم از معتقدين به معادى .

۵۳

أَءِذا مِتنا وَكُنّا تُرابًا وَعِظٰمًا أَءِنّا لَمَدينونَ

آيا بعد از آنكه مرديم و خاك و استخوان شديم دوباره براى پاداش زنده مى‌شويم؟ .

۵۴

قالَ هَل أَنتُم مُطَّلِعونَ

شما هيچ از او خبر داريد؟ .

۵۵

فَاطَّلَعَ فَرَءاهُ فى سَواءِ الجَحيمِ

در همين بين به دوزخ مى‌نگرد و رفيق خود را در وسط جهنم مى‌بيند .

۵۶

قالَ تَاللَّهِ إِن كِدتَ لَتُردينِ

به او مى‌گويد به خدا قسم نزديك بود مرا به ضلالت بيفكنى .

۵۷

وَلَولا نِعمَةُ رَبّى لَكُنتُ مِنَ المُحضَرينَ

و اگر نعمت پروردگارم نبود حتما من نيز از حاضر شدگان در دوزخ مى‌بودم .

۵۸

أَفَما نَحنُ بِمَيِّتينَ

دوستان بهشتى از شدت خرسندى و شادى به يكديگر مى‌گويند آيا راستى اين ماييم كه ديگر نمى‌ميريم؟ .

۵۹

إِلّا مَوتَتَنَا الأولىٰ وَما نَحنُ بِمُعَذَّبينَ

و به جز همان مرگ اولمان ديگر مرگى نداشته و عذاب هم نمى‌شويم؟ .

۶۰

إِنَّ هٰذا لَهُوَ الفَوزُ العَظيمُ

محققا و به راستى كه اين چه رستگارى عظيمى است كه خدا به ما روزى كرد .

۶۱

لِمِثلِ هٰذا فَليَعمَلِ العٰمِلونَ

و شايسته است كه اهل عمل براى چنين زندگى تلاش كنند .

۶۲

أَذٰلِكَ خَيرٌ نُزُلًا أَم شَجَرَةُ الزَّقّومِ

آيا براى پذيرايى، اين رزق كريم بهتر است و يا درخت زقوم .

۶۳

إِنّا جَعَلنٰها فِتنَةً لِلظّٰلِمينَ

ما آن را فتنه ستمگران كرديم .

۶۴

إِنَّها شَجَرَةٌ تَخرُجُ فى أَصلِ الجَحيمِ

درختى است كه از قعر جهنم سر درمى‌آورد .

۶۵

طَلعُها كَأَنَّهُ رُءوسُ الشَّيٰطينِ

ميوه‌اش گويى سر شيطانها است .

۶۶

فَإِنَّهُم لَءاكِلونَ مِنها فَمالِـٔونَ مِنهَا البُطونَ

چون ايشان از آن خواهند خورد و شكمها را از آن پر خواهند كرد .

۶۷

ثُمَّ إِنَّ لَهُم عَلَيها لَشَوبًا مِن حَميمٍ

و سپس از روى آن خوراك، آبى بى‌نهايت سوزنده مى‌نوشند .

۶۸

ثُمَّ إِنَّ مَرجِعَهُم لَإِلَى الجَحيمِ

و سپس بازگشت نهايى آنان به سوى جهنم خواهد بود .

۶۹

إِنَّهُم أَلفَوا ءاباءَهُم ضالّينَ

همين‌ها بودند كه در دنيا پدران خود را گمراه يافتند .

۷۰

فَهُم عَلىٰ ءاثٰرِهِم يُهرَعونَ

و با اين حال به دنبال آثار پدران خود بشتافتند .

۷۱

وَلَقَد ضَلَّ قَبلَهُم أَكثَرُ الأَوَّلينَ

قبل از ايشان هم بيشتر اقوام گذشته گمراه شدند .

۷۲

وَلَقَد أَرسَلنا فيهِم مُنذِرينَ

و همانا ما در بين آنان انذاركنندگانى فرستاديم .

۷۳

فَانظُر كَيفَ كانَ عٰقِبَةُ المُنذَرينَ

حال ببين عاقبت آن اقوام انذار شده چگونه بود .

۷۴

إِلّا عِبادَ اللَّهِ المُخلَصينَ

(همه محروم از سعادت و هلاك گشتند) مگر بندگان مخلص خدا .

۷۵

وَلَقَد نادىٰنا نوحٌ فَلَنِعمَ المُجيبونَ

از آن جمله نوح ما را ندا كرد و چه پاسخگوى خوبى بوديم براى او .

۷۶

وَنَجَّينٰهُ وَأَهلَهُ مِنَ الكَربِ العَظيمِ

او و اهلش را از اندوه عظيم نجات داديم .

۷۷

وَجَعَلنا ذُرِّيَّتَهُ هُمُ الباقينَ

و تنها ذريه او را در روى زمين باقى گذاشتيم .

۷۸

وَتَرَكنا عَلَيهِ فِى الءاخِرينَ

و ذكر خيرش را در امت‌هاى بعد حفظ كرديم .

۷۹

سَلٰمٌ عَلىٰ نوحٍ فِى العٰلَمينَ

سلام بر نوح در همه عالميان .

۸۰

إِنّا كَذٰلِكَ نَجزِى المُحسِنينَ

آرى ما نيكوكاران را اين طور جزا مى‌دهيم .

۸۱

إِنَّهُ مِن عِبادِنَا المُؤمِنينَ

آخر او از بندگان مؤمن ما بود .

۸۲

ثُمَّ أَغرَقنَا الءاخَرينَ

او را باقى گذاشته و ديگران را غرق كرديم .

۸۳

۞ وَإِنَّ مِن شيعَتِهِ لَإِبرٰهيمَ

به درستى كه ابراهيم يكى از پيروان اوست .

۸۴

إِذ جاءَ رَبَّهُ بِقَلبٍ سَليمٍ

ابراهيمى كه با دلى سالم به درگاه پروردگارش شتافت .

۸۵

إِذ قالَ لِأَبيهِ وَقَومِهِ ماذا تَعبُدونَ

آن زمان كه به پدر و همه بستگانش و مردم شهرش گفت: آخر اين چيست كه مى‌پرستيد؟ .

۸۶

أَئِفكًا ءالِهَةً دونَ اللَّهِ تُريدونَ

آيا (سزاوار است) كه از كوته‌بينى و افتراء به جاى خدا مريد چيزهايى پست‌تر از خود شويد .

۸۷

فَما ظَنُّكُم بِرَبِّ العٰلَمينَ

راستى شما در باره رب العالمين چه فكر مى‌كنيد؟ .

۸۸

فَنَظَرَ نَظرَةً فِى النُّجومِ

در اين هنگام نظر مخصوصى به ستارگان كرد .

۸۹

فَقالَ إِنّى سَقيمٌ

و گفت: من بيمارم .

۹۰

فَتَوَلَّوا عَنهُ مُدبِرينَ

مردم شهر به ناچار او را به حال خود گذاشته به بيرون شهر رفتند .

۹۱

فَراغَ إِلىٰ ءالِهَتِهِم فَقالَ أَلا تَأكُلونَ

ابراهيم كه شهر را خالى از اغيار ديد به سوى خدايان ايشان رفت (و ديد كه بر حسب معمول هر عيدى، طعام پيش روى آنهاست) پرسيد: پس چرا نمى‌خوريد؟ .

۹۲

ما لَكُم لا تَنطِقونَ

(و چون جوابى نشنيد) گفت: چرا حرف نمى‌زنيد؟! .

۹۳

فَراغَ عَلَيهِم ضَربًا بِاليَمينِ

پس با نيروى هر چه تمام‌تر بر آنها كوفت (و همه را خرد كرد) .

۹۴

فَأَقبَلوا إِلَيهِ يَزِفّونَ

مردم شهر كه خبردار شده بودند سراسيمه به سوى او شتافتند .

۹۵

قالَ أَتَعبُدونَ ما تَنحِتونَ

ابراهيم پرسيد چيزى را كه خودتان مى‌تراشيد مى‌پرستيد؟ .

۹۶

وَاللَّهُ خَلَقَكُم وَما تَعمَلونَ

با اينكه خدا شما و عمل شما را آفريده؟ .

۹۷

قالُوا ابنوا لَهُ بُنيٰنًا فَأَلقوهُ فِى الجَحيمِ

گفتند بايد براى سوزاندنش آتشخانه‌اى بسازيد و او را در آتش بيفكنيد .

۹۸

فَأَرادوا بِهِ كَيدًا فَجَعَلنٰهُمُ الأَسفَلينَ

آرى آنها نقشه اين كار را مى‌كشيدند ولى خدا پستشان كرد .

۹۹

وَقالَ إِنّى ذاهِبٌ إِلىٰ رَبّى سَيَهدينِ

(ابراهيم پس از نجات از آتش) گفت من به سوى پروردگارم خواهم رفت و او به زودى مرا راهنمايى مى‌كند .

۱۰۰

رَبِّ هَب لى مِنَ الصّٰلِحينَ

پروردگارا فرزندى به من بده كه از صالحان باشد .

۱۰۱

فَبَشَّرنٰهُ بِغُلٰمٍ حَليمٍ

ما هم او را به فرزندى حليم بشارت داديم .

۱۰۲

فَلَمّا بَلَغَ مَعَهُ السَّعىَ قالَ يٰبُنَىَّ إِنّى أَرىٰ فِى المَنامِ أَنّى أَذبَحُكَ فَانظُر ماذا تَرىٰ ۚ قالَ يٰأَبَتِ افعَل ما تُؤمَرُ ۖ سَتَجِدُنى إِن شاءَ اللَّهُ مِنَ الصّٰبِرينَ

همين كه به حد كار كردن رسيد بدو گفت پسرم در خواب مى‌بينم كه تو را ذبح مى‌كنم نظرت در اين باره چيست؟ گفت پدرجان آنچه مامور شده‌اى انجام ده كه به زودى ان شاء اللَّه مرا از صابران خواهى يافت .

۱۰۳

فَلَمّا أَسلَما وَتَلَّهُ لِلجَبينِ

همين كه تسليم امر خدا شدند و ابراهيم او را به زمين انداخت و پهلوى صورتش را به زمين نهاد .

۱۰۴

وَنٰدَينٰهُ أَن يٰإِبرٰهيمُ

ما او را ندا داديم كه اى .

۱۰۵

قَد صَدَّقتَ الرُّءيا ۚ إِنّا كَذٰلِكَ نَجزِى المُحسِنينَ

ابراهيم ماموريت را به انجام رساندى ما اين چنين نيكوكاران را جزا مى‌دهيم .

۱۰۶

إِنَّ هٰذا لَهُوَ البَلٰؤُا۟ المُبينُ

اين به راستى آزمايشى بس آشكارا بود .

۱۰۷

وَفَدَينٰهُ بِذِبحٍ عَظيمٍ

و آن ذبح را به ذبحى بزرگ عوض كرديم .

۱۰۸

وَتَرَكنا عَلَيهِ فِى الءاخِرينَ

و نام نيكش را در آيندگان حفظ نموديم .

۱۰۹

سَلٰمٌ عَلىٰ إِبرٰهيمَ

سلام بر ابراهيم .

۱۱۰

كَذٰلِكَ نَجزِى المُحسِنينَ

ما اين چنين نيكوكاران را جزاء مى‌دهيم .

۱۱۱

إِنَّهُ مِن عِبادِنَا المُؤمِنينَ

آرى راستى او از بندگان مؤمن ما بود .

۱۱۲

وَبَشَّرنٰهُ بِإِسحٰقَ نَبِيًّا مِنَ الصّٰلِحينَ

و ما او را به اسحاق بشارت داديم در حالى كه پيامبرى از صالحان باشد .

۱۱۳

وَبٰرَكنا عَلَيهِ وَعَلىٰ إِسحٰقَ ۚ وَمِن ذُرِّيَّتِهِما مُحسِنٌ وَظالِمٌ لِنَفسِهِ مُبينٌ

و بر او و بر اسحاق بركت نهاديم و از ذريه ايشان بعضى نيكوكار بودند و بعضى آشكارا به خود ستم كردند .

۱۱۴

وَلَقَد مَنَنّا عَلىٰ موسىٰ وَهٰرونَ

و همانا ما بر موسى و هارون منت نهاديم .

۱۱۵

وَنَجَّينٰهُما وَقَومَهُما مِنَ الكَربِ العَظيمِ

و آن دو و قوم آن دو را از اندوهى عظيم رهايى بخشيديم .

۱۱۶

وَنَصَرنٰهُم فَكانوا هُمُ الغٰلِبينَ

و نصرتشان داديم در نتيجه آنان غالب آمدند .

۱۱۷

وَءاتَينٰهُمَا الكِتٰبَ المُستَبينَ

و كتابى رازگشا به آن دو داديم .

۱۱۸

وَهَدَينٰهُمَا الصِّرٰطَ المُستَقيمَ

و آن دو را به صراط مستقيم راهنمايى نموديم .

۱۱۹

وَتَرَكنا عَلَيهِما فِى الءاخِرينَ

و آثار و بركات و نام نيكشان را براى آيندگان حفظ كرديم .

۱۲۰

سَلٰمٌ عَلىٰ موسىٰ وَهٰرونَ

سلام بر موسى و هارون .

۱۲۱

إِنّا كَذٰلِكَ نَجزِى المُحسِنينَ

ما اين چنين نيكوكاران را جزا مى‌دهيم .

۱۲۲

إِنَّهُما مِن عِبادِنَا المُؤمِنينَ

آرى آن دو از بندگان مؤمن ما بودند .

۱۲۳

وَإِنَّ إِلياسَ لَمِنَ المُرسَلينَ

و به درستى كه الياس از پيامبران بود .

۱۲۴

إِذ قالَ لِقَومِهِ أَلا تَتَّقونَ

به يادش آور آن دم كه به قوم خود گفت آيا نمى‌خواهيد با تقوى باشيد .

۱۲۵

أَتَدعونَ بَعلًا وَتَذَرونَ أَحسَنَ الخٰلِقينَ

آيا بت" بعل" را مى‌خوانيد و بهترين خالقان را وامى‌گذاريد .

۱۲۶

اللَّهَ رَبَّكُم وَرَبَّ ءابائِكُمُ الأَوَّلينَ

همان اللَّه را كه رب شما و رب پدران نخستين شما است .

۱۲۷

فَكَذَّبوهُ فَإِنَّهُم لَمُحضَرونَ

ولى مردم او را تكذيب كردند و در نتيجه از احضار شدگان شدند .

۱۲۸

إِلّا عِبادَ اللَّهِ المُخلَصينَ

آرى همه‌شان احضار خواهند شد مگر بندگان مخلص خدا .

۱۲۹

وَتَرَكنا عَلَيهِ فِى الءاخِرينَ

ما نام نيك و آثار و بركات الياس را هم در آيندگان باقى گذاشتيم .

۱۳۰

سَلٰمٌ عَلىٰ إِل ياسينَ

سلام بر آل ياسين .

۱۳۱

إِنّا كَذٰلِكَ نَجزِى المُحسِنينَ

آرى ما به نيكوكاران اينچنين جزا مى‌دهيم .

۱۳۲

إِنَّهُ مِن عِبادِنَا المُؤمِنينَ

كه او از بندگان مؤمن ما بود .

۱۳۳

وَإِنَّ لوطًا لَمِنَ المُرسَلينَ

و همانا لوط از مرسلين بود .

۱۳۴

إِذ نَجَّينٰهُ وَأَهلَهُ أَجمَعينَ

به يادش باش كه ما او و اهل او همگى را نجات داديم .

۱۳۵

إِلّا عَجوزًا فِى الغٰبِرينَ

مگر پير زنى در باقى ماندگان در عذاب بود .

۱۳۶

ثُمَّ دَمَّرنَا الءاخَرينَ

و بقيه را هلاك كرديم .

۱۳۷

وَإِنَّكُم لَتَمُرّونَ عَلَيهِم مُصبِحينَ

و شما (مردم حجاز) همه روزه از ويرانه آنان عبور مى‌كنيد .

۱۳۸

وَبِالَّيلِ ۗ أَفَلا تَعقِلونَ

و همچنين در شب‌ها آيا باز هم نمى‌انديشيد؟ .

۱۳۹

وَإِنَّ يونُسَ لَمِنَ المُرسَلينَ

و همانا يونس هم از پيامبران بود .

۱۴۰

إِذ أَبَقَ إِلَى الفُلكِ المَشحونِ

به يادش آور زمانى كه به طرف يك كشتى پر بگريخت .

۱۴۱

فَساهَمَ فَكانَ مِنَ المُدحَضينَ

پس قرعه انداختند و او از مغلوبين شد .

۱۴۲

فَالتَقَمَهُ الحوتُ وَهُوَ مُليمٌ

پس ماهى او را ببلعيد در حالى كه ملامت زده بود .

۱۴۳

فَلَولا أَنَّهُ كانَ مِنَ المُسَبِّحينَ

و اگر او از تسبيح‌گويان نمى‌بود .

۱۴۴

لَلَبِثَ فى بَطنِهِ إِلىٰ يَومِ يُبعَثونَ

حتما در شكم ماهى تا روزى كه خلق مبعوث شوند باقى مى‌ماند .

۱۴۵

۞ فَنَبَذنٰهُ بِالعَراءِ وَهُوَ سَقيمٌ

ولى چون از تسبيح‌گويان بود ما او را به خشكى پرتاب كرديم در حالى كه مريض بود .

۱۴۶

وَأَنبَتنا عَلَيهِ شَجَرَةً مِن يَقطينٍ

و بر بالاى سرش بوته‌اى از كدو رويانديم .

۱۴۷

وَأَرسَلنٰهُ إِلىٰ مِا۟ئَةِ أَلفٍ أَو يَزيدونَ

و او را به سوى شهرى كه صد هزار نفر و بلكه بيشتر بودند فرستاديم .

۱۴۸

فَـٔامَنوا فَمَتَّعنٰهُم إِلىٰ حينٍ

پس ايمان آوردند ما هم به نعمت خود تا هنگامى معين (مدت عمر آن قوم) بهره‌مندشان گردانيديم .

۱۴۹

فَاستَفتِهِم أَلِرَبِّكَ البَناتُ وَلَهُمُ البَنونَ

از ايشان نظر بخواه آيا براى پروردگارت دختران و براى ايشان پسران است؟ .

۱۵۰

أَم خَلَقنَا المَلٰئِكَةَ إِنٰثًا وَهُم شٰهِدونَ

و آيا روزى كه ما ملائكه را ماده خلق مى‌كرديم ايشان شاهد و ناظر بودند .

۱۵۱

أَلا إِنَّهُم مِن إِفكِهِم لَيَقولونَ

آگاه باش كه اينان از بس در دروغ‌گويى بى‌پروا هستند كه خواهند گفت .

۱۵۲

وَلَدَ اللَّهُ وَإِنَّهُم لَكٰذِبونَ

خدا بچه آورده و حال آنكه دروغ گويند .

۱۵۳

أَصطَفَى البَناتِ عَلَى البَنينَ

آيا خدا دختران را بر پسران برگزيده .

۱۵۴

ما لَكُم كَيفَ تَحكُمونَ

واى بر شما! اين چه حكمى است كه مى‌كنيد؟ .

۱۵۵

أَفَلا تَذَكَّرونَ

و چرا متذكر نمى‌شويد .

۱۵۶

أَم لَكُم سُلطٰنٌ مُبينٌ

يا آنكه راستى برهان روشنى داريد؟ .

۱۵۷

فَأتوا بِكِتٰبِكُم إِن كُنتُم صٰدِقينَ

اگر كتابى در اين باره بر شما نازل شده پس آن كتابتان را بياوريد اگر راست مى‌گوييد .

۱۵۸

وَجَعَلوا بَينَهُ وَبَينَ الجِنَّةِ نَسَبًا ۚ وَلَقَد عَلِمَتِ الجِنَّةُ إِنَّهُم لَمُحضَرونَ

(دروغ ديگرشان اين است كه) بين خدا و جن خويشاوندى قايل شدند با اينكه جن هم مى‌دانند كه روزى براى حساب احضار مى‌شوند .

۱۵۹

سُبحٰنَ اللَّهِ عَمّا يَصِفونَ

منزه است خدا از اين وصف‌ها كه برايش مى‌تراشند .

۱۶۰

إِلّا عِبادَ اللَّهِ المُخلَصينَ

مگر اوصافى كه بندگان مخلص او براى او قائلند .

۱۶۱

فَإِنَّكُم وَما تَعبُدونَ

اين شما و اين خدايانتان هر چه مى‌خواهيد بكنيد .

۱۶۲

ما أَنتُم عَلَيهِ بِفٰتِنينَ

شما هر كارى بكنيد نمى‌توانيد عليه خدا فتنه به پا كنيد .

۱۶۳

إِلّا مَن هُوَ صالِ الجَحيمِ

و در آن فتنه افراد را گمراه سازيد مگر كسى را كه خودش دنبال جهنم مى‌گردد .

۱۶۴

وَما مِنّا إِلّا لَهُ مَقامٌ مَعلومٌ

و هر يك از ما (فرشتگان) مقام و پستى معين داريم .

۱۶۵

وَإِنّا لَنَحنُ الصّافّونَ

همواره آماده به خدمت در صف ايستاده‌ايم .

۱۶۶

وَإِنّا لَنَحنُ المُسَبِّحونَ

دائما در حال تسبيح اوييم .

۱۶۷

وَإِن كانوا لَيَقولونَ

(بعد از شنيدن اين دليل از ملائكه) به طور مسلم خواهند گفت .

۱۶۸

لَو أَنَّ عِندَنا ذِكرًا مِنَ الأَوَّلينَ

اگر نزد ما هم كتابى از جنس كتب گذشتگان مى‌بود .

۱۶۹

لَكُنّا عِبادَ اللَّهِ المُخلَصينَ

ما نيز از بندگان مخلص خدا بوديم .

۱۷۰

فَكَفَروا بِهِ ۖ فَسَوفَ يَعلَمونَ

(ولى اين هم دروغ است چون مشرك نزول كتاب از آسمان را محال مى‌داند) و به اين معنا كافر است و به زودى خواهند فهميد .

۱۷۱

وَلَقَد سَبَقَت كَلِمَتُنا لِعِبادِنَا المُرسَلينَ

فرمان ما از سابق به نفع بندگان مرسل ما صادر شده .

۱۷۲

إِنَّهُم لَهُمُ المَنصورونَ

كه ايشان تنها يارى خواهند شد .

۱۷۳

وَإِنَّ جُندَنا لَهُمُ الغٰلِبونَ

و لشكر ما به تنهايى غالب خواهد گشت .

۱۷۴

فَتَوَلَّ عَنهُم حَتّىٰ حينٍ

پس تو تا مدتى روى از ايشان برتاب .

۱۷۵

وَأَبصِرهُم فَسَوفَ يُبصِرونَ

ببين چه عكس العملهايى نشان مى‌دهند و به زودى ثمره رفتار خود را مى‌بينند .

۱۷۶

أَفَبِعَذابِنا يَستَعجِلونَ

آيا به عذاب ما شتاب مى‌كنند .

۱۷۷

فَإِذا نَزَلَ بِساحَتِهِم فَساءَ صَباحُ المُنذَرينَ

پس همين كه بر آنها احاطه كرد آن وقت مى‌فهمند كه چه روزگار بدى دارند .

۱۷۸

وَتَوَلَّ عَنهُم حَتّىٰ حينٍ

تو تا چندى روى از ايشان برتاب .

۱۷۹

وَأَبصِر فَسَوفَ يُبصِرونَ

و رفتارشان را زير نظر داشته باش به زودى خودشان هم خواهند ديد .

۱۸۰

سُبحٰنَ رَبِّكَ رَبِّ العِزَّةِ عَمّا يَصِفونَ

منزه است پروردگار تو كه رب العزه است از آنچه اينان در باره‌اش مى‌گويند .

۱۸۱

وَسَلٰمٌ عَلَى المُرسَلينَ

و سلام بر فرستادگان .

۱۸۲

وَالحَمدُ لِلَّهِ رَبِّ العٰلَمينَ

و ستايش مخصوص خدا است كه پروردگار عالميان است .